ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
بیزارم از اینکه اسم هرزگی هايت را آزادی و اسم نگرانی هایم را گیر میذاری و برای بی تفاوتیهایت اعتماد را بهانه می آوری...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
مدت هاست تنها چیزی که مرا یاد ِ تو می اندازد طعنه های دیگران است ! شاید اگر ای...ن " دیگران " نبودند ، تو زودتر از اینها برای من ، مـُرده بودی
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
زنجیر نیستم......!!!!! تو رهائی,,,,, رهاتر از رقص برگ در زمزمۀ عاشقانۀ باد.................... رهاتر از شنهای ساحل ... در هم آغوشی با موج دریا............ رهاتر از قاصدکها در بستر نسیم سحر گاه......... تو رهائی,,,,, اگر دستهای بی قرارت را از لابلای موهای آشفته ام بیرون بیاوری..................
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
روزها پر و خالی میشوند مثل فنجانهای چای در کافه های بعدازظهر اما هیچ اتفاق خاصی نمیافتد این که مثلا تو ناگهان در آنسوی میز نشسته باشی ....
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
و من داشتم فکر می کردم که چقدر بد ست که جای تو خالیست و بعد یکهو انگار تمام خالی های دنیا جمع شدند توی سینه ام! و من از هجوم اینهمه خالی متلاشی شدم...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
باران که بند بیاید تازه خاطره ها شروع می کند به چکه کردن .... !
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
گاهی ماندن به تلخی ِ رفتن است .... وقتی قــــــرار است دل تو جای ديگری باشد... !!!
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
13 سال و 6 ماه و 10 روز و 7 ساعت و 45 دقيقه قبل