ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
چای مینوشم که با غفلت فراموشت کنم... چای مینوشم؛ ولی از اشک فنجان پر شده است
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
دنبـال بهـــانه ای بـرای گـریه می گـــــردم ...اخـــــم های "تــــو" کجاست !!؟ ...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
آغوش باز برای پرنده تنها یک معنی دارد و آن هم مترسکی است که ایستاده است و بیچاره مترسک... هیچگاه گنجشک کوچک قصه ی من نفهمید که مترسک عاشق شده بود ...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
سلامتی اونایی که دوستیشونو با نامردی تموم میکنن! نه اونایی با بی محلی یواش یواش دق میدن طرفو که نامردی شرفش بیشتره!................
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
چه ساده می شکنیم بی آنکه بدانیم . . . دیگر بغض هایمان اشک نمی شود.
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
از تنهایی گریزی نیست بگذار آغوشم . . . برای همیشه یخ بزند ! نمیخواهم کسی . . . "شالگردن اضافه" اش را . . . دور ِ گردن ِ آدم برفی احساسم بیندازد ...........!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
می شود به فنجانی چای مست شوی به سیگاری نئشه و به لبخندی کامیاب! اگر "او" یی که باید، روبرویت نشسته باشد
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
بیا ؛ این هـوا ،هـوای خوبی است برای دلـتـنگ بودن … من بغـض هایم را با روح زخمیم می آورم ، تو آغـــوشت را ، با بــوسه هایت … بگــــــــــذار دست کشیدن از تــــو … همچنان غیرممکن باشــــد !
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
چیــــزی به پایان من نمانده روزهای خاکستــری من تمام شوید؛ از شما بیــــزارم از من چیزی نمانده جـــز مشتــی احســاس من در این بـــرزخ دلتنگــی هرشب مصلــوب عشــق تو می شوم اوج نیـــاز من به تـو حالاست حالا دست هایم را بگیـــر حالا که غـرق تمنــــای توام
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
وقتی هستی ، به تو می نگرم برای نوشتن ، بهانه خوبی هستی ، وقتی تو نیستی ، به فضای خالی از تو می نگرم ، برای نوشتن ، فضای خالی از تو ، ... درخت دارد ، حیاط دارد ، دیوار دارد ، باغچه با گل های شمعدانی دارد ، میز دارد ، صندلی دارد ، گربه دارد ، ماشین دارد ، آسمان و ابر دارد ، لیوان های بزرگ چای دارد ، اصلا همه چیز دارد ، فضای خالی از تو فقط یک چیز ندارد ... و آن بهانه ایست برای نوشتن
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
هی می روی ،هی می آیی ! وقتی مـــی روی ،دلتنگ آمــدنت هستـم وقتی می آیی ،دلتـــرس رفتنــت و مدام می چـــرخم درون این بــودها و نبــودهایت . . .
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
شبـآنـه های بـی تـو یـعنـی حـضـور گـریـه... بـا مـن نـبـودن تـو یـعـنـی وفـور گـریـه
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
براي تو ؛ نميدانم چگونه ميگذرد امــــ ـــا ؛ ... براي من انگار بر گلويم خنجر گذاشته اند و نمي برند
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
دو سه روزه که مات و بی ارادم...یه چیزی فکرمو مشغول کرده..
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
وقتــ‗__‗ــی گیــ‗__‗ــج میشــ‗__‗ــدم بـه کلــ‗__‗ــمات پنــ‗__‗ــاه میبــ‗__‗ـ...ـردم امــ‗__‗ــان از امــ‗__‗ــروز کــ‗__‗ــه کلمــ‗__‗ــات خودشــ‗__‗ــان هم گیــ‗_‗ــج شــ‗__‗ــده اند
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
13 سال و 6 ماه و 11 روز و 9 ساعت و 38 دقيقه قبل