نازنین
...وصییت میکنه که من مردم قبرم رو با صابون بشورین میگن چرا؟ میگه میخوام هر کی ردشد بخوره زمین من بخندم روحم شاد بشه
نازنین
------نمیدانم که آیا سخن من آنقدر پیچیده است که دیگران نمی فهمند یا نفهمیدن ، عارضه قرن ماست
نازنین
وقتی پرنده ای را معتاد میکنند تا فالی از قفس به در آرد و اهدا کند به جویندگان خوشبختی تا شاه دانه ای هدیه بگیرد پرواز قصه ی است بس ابلهانه از معبر قفس
نازنین
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود" هست. یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست. قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست. و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.
نازنین
همیشه یک ذره حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود" هست. یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم" هست. قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست. و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.
نازنین
مغرورتر از آنکه التماس کنم بمانی، نیازمندتر از آنکه رفتنت را تاب بیاورم.
نازنین
آدمهایی که شما را ترک میکنند غریبههایی هستند که یک روز با شما آشنا میشوند با افکارِ شما با حرفهای شما با دستهای شما با تختِ خواب شما با رویاهای شما با تک تک لحظههای شما یک روز ناگهان حوصلهشان سر میرود دلشان را و دستهاشان را و حرفهایشان را و خوابشان را پس میگیریند و غریبههایی میشوند با خاطراتی که پر میکنند افکارتان را دستهایتان را خوابهایتان را رویا ها و تک تک لحظههایتان را یک روز ناگهان حوصله ی شما سر میرود غریبهای میشوید که خودش را ترک میکند
نازنین
دلم گرفته..حال هیچی را ندارم
خانوم گزارش گر
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 8 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط آندرویددقیق تر
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 8 ساعت و 22 دقيقه قبل