nazanin
بی هیچ دلیلی به یادت هستم تا نقض کند قانونی را که هنوز علت می طلبد!
nazanin
تو دروغگو نيستي من حواسم پرت است! گفته بودي دوستم داري بي اندازه، خوب كه فكر مي كنم تازه مي فهمم كه "بي اندازه" يعني چه
nazanin
بگذار کسی نداند که چگونه من به جای نوازش شدن ، بوسیده شدن ، گزیده شده ام!!.
nazanin
بعضیا رو باید یهو از زندگیت حذف کنی اگه به مرور باشه زجرت میدن مثل کندن چسب زخم ( ̲̅:̲̅:̲̅:̲̅[̲̅ ̲̅]̲̅:̲̅:̲̅:̲̅) از رو پوست که یهو میکنیش و خلاص میشی..
nazanin
زندگی شاید ، شعر پدرم بود ، که خواند چای مادر ، که مرا گرم نمود نان خواهر ، که به ماهی ها داد زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم ... ... زندگی ، زمزمه ی پاک حیات است ، میان دو سکوت زندگی ، خاطره ی آمدن و رفتن ماست لحظه ی آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست من دلم می خواهد ، قدر این خاطره را دریابم.
nazanin
خاطرات چه زود در خاطرم مهمانی می گیرند شب نشینی هایشان زیاد شده و من اما ، کلافه ...
nazanin
تمام شد بالاخره فهمیدم گرمای دلم از کجاست! پشتش به تو گرم است ...
nazanin
گاهی دلت میخواد همه بغضات از تو نگاهت خونده بشه که جسارت گفتن کلمه هارو نداری اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری و یه جمله مثله:چیزی شده؟؟؟! اونجاست که بغضتو با لیوان سکوتت سر میکشی و با لبخند میگی: نه هیچی...!
nazanin
از وقتی رفتهای همه نامَرد شدهاند حتا این تلفنِ لعنتی که زنگ نمیزند دیگر
nazanin
بسوزد خانه لیلی و مجنون که رسم عاشقی در عالم انداخت اگر لیلی به مجنون داده می شد! دل هیچ عاشقی پرپر نمی شد
nazanin
میخ را کوبیده ای ... هنوز جای خاطراتت تیر میکشد ..... و کلمات اینگونه تحقیرم میکنند سیر میشوم از گفتن واژه ای وقتی غربت واژه درک نمیشود وقتی دلم پر است و ذهنم خالی ...