˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
زندگي يك بازي دردآور است زندگي يك اول بي آخر است زندگي كرديم اما باختيم كاخ خود را روي دريا ساختيم لمس بايد كرد اين اندوه را بر كمر بايد كشيد اين كوه را زندگي را با همين غمها خوش است با همين بيش و همين كمها خوش است باختيم و هيچ شاكي نيستيم بر زمين خورديم و خاكي نيستيم
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
ماهی ها چقدر اشتباه می کنند؟ قلاب، علامت کدامین سوال است که بدان پاسخ می دهند؟ آزمون زندگی ما؛ پر از قلاب هاییست که وقتی اسیر طعمه اش می شوییم تازه می فهمیم ماهی ها چه بی تقصیرند....
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
یه سلام البالویی به تو که خیلی هلویی / یه سلام توت فرنگی به تو که خیلی قشنگی / یه سلام پرتغالی به تو که خیلی باحالی
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
چرا ناهيد جوووووووووووون ....... فداي دلت بشم من
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
سوختن غمهایت مثل اتش 4شنبه سوری ارزوی من است!
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
عشق عينک سبزی است که با آن انسان کاه را يونجه میبيند.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
مواظب باش چهار شنبه سوری برق چشمات رو با آتیش اشتباه نگیرن
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
زخمی بر پهلویم است..... روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب می خورم.... آنوقت همه گمان میکنند که من میرقصم.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
روی آن شیشه ی تب دار تو را رها کردم اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم شیشه بد جور دلش ابری و بارانی شد شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
شعر او زیبا بود...... شعر من تکرار است..... جرم من تقلید است.... لا اقل حرف دل است.... خوب میدانم که سهراب مرا میبخشد...... آخر او حرف دلش را زد و رفت....حرف من جا مانده.... پس چنین میگویم: اهل شعرم....اهل تنهایی و درد پیشه ام فریاد است!! کاسبم.....کاسب دل.... صادراتم شادی.....وارداتم غم و درد.... دوستانی دارم....سردتر از سردی برف.....گاه گاهی یخشان میشکند...... گاه گاهی دلشان میسوزد...... ولی از روی ترحم!!! سرزمینی دارم .... مردمانش همه دوست..... ولی از روی ریا....... خنده ام میگیرد!! دلشان مرد