دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

من بهترین نیستیم، اما به سوی بهترین ها پیش می روم... درباره »
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
زن
امتیاز: 3587.2

دنبال‌شدگان

(367 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(636 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

به سلامتی که اتش رو می بخشه ولی تبر رو هرگز........

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

دل آرام را بی تاب میکنی! دل بی تاب را آرام ! آخرش نگفتی: تو ، دردی یا درمان ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

هذیـ‗__‗ـان میگوید ‗__‗ـانت چیـ‗__‗ـز ﮮ شبیہ "دوستـ‗__‗ـت دارم" بر خـ__ـلاف ‗__‗ـت ..

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

روشنت را در جنگل خشك و آشفته روح من انداختي ... ، بعد پرسيدي : مزاحمت كه نشدم ؟ "خنديدم" ... نه اصلا

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

به سلامتی اون یکی دسته از دخترا که تو باغچه خونشون با شلوارک و دامن کوتاه عکس میندازن زیرش مینویسن هلند سال 2011

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

به سلامتی که زیر عکس های شمال شون مینویسن آنتالیا تابستون 90

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

بي تو مهتاب شبي باز از آ....... بي تو ؟؟؟ فك كن باشم !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

ســـــــــــلامتی سه یار: غــــــــــــــــــَم و فَــــــــــــــــندک و ســــــــــــــــــــــــیگار

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

به سلامتی کسی که هیچ وقت دوست نداری پیشت باشه ولی همیشه وبال گردنته

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

تا حالا ۳تا کار مهم کرده!!؛ اول رو گول زد، بد رو از خواب بیدار کرد و در آخر نظر آقای استیو - رئیس کمپانی اپل رو به خودش جلب کرد

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

چي شد که شدي ؟ يه شب بارون ميومد… خيلي تنها بودم . چي شد که ترک کردي؟ يه شب بارون ميومد… ديگه تنها نبودم ... چي شد الکلي شدي و سيگار رو دوباره شروع کردي؟ يه شب بارون ميومد… دوباره تنها شدم چي شد آوردنت اينجا، بستريت کردن؟ يه شب بارون ميومد… خيلي تنها بودم… تو خيابون ديدمش… ...!

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

تو آن‌ طرف می‌زنی حواست نیست این ‌طرف ‌ها مدام عمیق‌تر می‌شوند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

آدم است دیگر یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد دوست دارد خودش را بردارد بریزد دور ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

اصن خدا دستشویی رفتن رو خلق کرد ما از پای نت بلند شیم زخم بستر نگیریم...

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

واژه به واژه،خط به خط.... نقش سراب میکشم ....نام تو را دوباره .....برصفحه آب میکشم..... نام تو محو میشود .....نام تو پاک.. میشود.. عشق.... شکست میخورد... عشق ....هلاک میشود...