˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
آسمان چشمهایم چقدر بارانی میشود ، وقتی نهایت فاصله را حس میکنم؛ دستهایم چقدر بیتابند برای نوازش گونه هایت. بیا و نگذار رؤیاهایم ویران شوند، قلبم برای تو ؛ وقتی از نجابت لاله سرشارم و وقتی خالصانه در برابر معبود تو به سجده میافتم؛ قلبم برای تو، وقتی لبریز از دلتنگی لحظه هایم. قول میدهم که در فراق تو "بغضهایم را نفروشم"
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
مهربانیت از دور چقدر نزدیک است...عجیب حس میکنم جغرافیا، دروغ بزرگ تاریخ است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
از شب پرسیدم ؛ چه بنویسم برای کسی که دوسش دارم ؟ ... گفت : گور باباش بگیر بخواب
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
گاهی می خواهم انســــــــــان نباشم ...گوسفندی باشم ، پا روی یونجه هـــــــا بگذارم اما دلــــــــــی را دفن نکنم ...! ......گرگی باشم ، گوسفند هـــــــا را بِدَرم اما بدانم ، کــــــــارم از روی ذات است نه از روی هوس ...! خفاشی باشم که شبها گـــــــــردش کنم با چشمهـــــــــای کور ، اما خوابی را پرپر نکنم ..! کلاغی باشم که قار قار کنم پرهــــــــایم را رنگ نکنم و دلــــــــی را با دروغ بدست نیاورم
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
بعضی رابطه ها …. مثل آدامس می مونن هرچی می جوی به نتیجه نمی رسی . تازه فقط همون اولش شیرینه سرنوشتشم تف کردنه جوری که به لباسات نچسبه و بهت گند نزنه !
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است مثل همین باران بی سوال که هی می بارد که هی اتفاق آرام و شمرده شمرده می بارد
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
گر می نخوری طعنه مزن مستان را