˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
میری تا وقتی برمیگردی سلطه داشته باشی، برمیگردی و می بینی سکان سلطه رو دادن به یکی دیگه
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
ايدوست بيا تا غم فردا نخوريم وين يکدم عمر را غنيمت شمريم ... فردا که از اين دير فنا درگذريم با هفت هزار سالگان سر به سريم
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
بی خیال حرفایی که تو دلم جا مونده!!!!!!!
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
دل ودین و عقل وهوشم همه را به باد دادی .....ز کدام باده ساقی به من خراب دادی؟
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
ساقی امشب می بده، پیمونه پیمونه دست غم کوتاهه از دل، کنج می خونه آنقدر مستم بکن تا من ببینم باز هر چه عاقل مثل خود، دیوونه دیوونه
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
بزار با خودم تنها باشم............ میخوام خودی به خودم نشون بدم !
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
از تنهايي به ميان مردم ميگريزم و از مردم به تنهايي پناه ميبرم ... راست ميگفتي نيما «به كجاي اين شب تيره بياويزم قباي ژنده خود را»
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
باز هم پزشک اخمو شربت تلخ تجويز کرد ...
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
هیچ کس به سکوت آدم ها نمی رسد؛ همه منتظر می نشینند به دادشان برسند!
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
افراد دانا کوشش دارند خود را همرنگ محیط سازند ولی اشخاص دیوانه سعی می کنند محیط را به رنگ خود در آورند ، به همین جهت تحولات و ترقیات اجتماع به دست دیوانگان بوده است
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
زندگانی برگ بودن در مسیر باد نیست... امتحان ریشه هاست... ریشه اش هرگز اسیر باد نیست... زندگانی پیچک است... انتهایش می رسد پیش خدا... باید آن را سبز کرد.باید آن را آب داد... با آب پاش لحظه ها...
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
چشم من ، تا غربتم را آبیاری می کند چشم دیگر ، کینه را آیینه داری می کند این دل بیچاره ، گاهی غصه ی این می خورد گاه با چشم غمینم غمگساری میکند
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید / ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود