Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
دل بر هر که دادم ، دلم شکست ...
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
کابوس جديدم شمردن گوسفندهايی است که تا بيدار نشوم تمام نميشوند..
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
. بگذار بیت آخر غزلم با تو بگویم ... می توان با حضورت در ویرانه ها با محبت کلبه ای شاهانه ساخت . می توان و می توان و می توان با تو زندگی را جاودانه ساخت ...
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
تو کدامی ؟ باورم بود یک و یک ، همیشه من و توست . باورم بود یک و یک ، همیشه دُوست . زندگی پر از باور و نا باورهاست . دل من بشکستۀ ، باور ، باورهاست . تَرَ کِ دل همه از یاورهاست . گاه ... باور ها ،همه نا باور می شوند . نا باور دل ، همه باور می شوند . تو کدامی ؟ کاش نا باور باورم بودی ... تقدیم به ...
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
با همه دلتنگی تو را خواندم ولی باز هم نشد با دو صد خاطره باید فراموشت کنم . قبل رفتن بگذار ، بار آخر آغوشت کنم ...
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
باران همیشه مهمان چشمان من است . گویی آسمان دلتنگ چشمان من است . ابرم اگر چه می بارم شب و روز . بازا ، خانه ات ، همیشه چشمان من است
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
رهايم میکند و من لجوجانه از تنهاييم لذت ميبرم ... ديده ايد آدمهايی که از دست و پا فقط دو انگشت اشاره دارند اصرار ميکنند بند کفششان را خودشان ببندند؟
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
ابینا به ماه گفت ... دوستت دارم .. ماه گفت ... چطوری تو که منو نمیبینی .. نابینا گت ... چون نمیبینمت دوستت دارم .. ماه گفت ... چرا ؟ نابینا گفت ... اگر میدیدمت عاشق زیباییت میشدم ولی حالا که نمیبینمت عاشق خودت هستم
Ŧ̊̊̊̊ نـــــــازِِِِِِِ...
وقتی آمدم موذن بگوشم اذان بخواند ... به وقت رفتنم نیز مکبر ، خبر رفتنم ندا دهد . در این میان نه صدای موذن شنیدم ، نه ندای مکبر خواهم شنید ... آنچه به گوش دل شنیدم صدای دوست بود که مرا همیشه به سوی خویش می خواند ... دریغا من .