دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yasharkhaan

از بچه های نیک روزگار... درباره »
yasharkhaan
مرد - مجرد
امتیاز: 51.45

دنبال‌شدگان

(57 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(47 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

yasharkhaan
yasharkhaan

اوه اوه! تنهایی هم خیلی سخته ها!!!تاحالا نچشیده بودم

yasharkhaan
yasharkhaan

آآآآآآآآآآییییییییییییی بررررررررررررررررررین کناااااااااااااااااااااااااار

yasharkhaan
yasharkhaan

@soheila تولدت مووووووووووووووووووووبارک آجیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

yasharkhaan
yasharkhaan

دختر چیست؟تلاش بی حاصل پدر ومادر برای پسر دار شدن

yasharkhaan
yasharkhaan

وقتی هنوز یه سالت نشده پدر مادرت هی میگن بگو بابا.. بگو مامان الان میگی مامان.... میگه زهر مارو مامان !

yasharkhaan
yasharkhaan

بحرین که داره سقوط می‌کنه، عراق که آمریکا بهش حمله کرده، اردن که شلوغ شده، سوریه تظاهرات راه افتاده، اگر عربستان هم حکومتش عوض بشه، ان‌شاالله ایران می‌ره جام جهانی

yasharkhaan
yasharkhaan

[!] پسملا،حالا همه باحالا شبتون بخیر

yasharkhaan
yasharkhaan

همیشــــ ـــ ـه از آمدن ِ نــ بر سر کلماتــــــ ـــ ـ مـی ترسیــدَم ! نـ داشتن ِ تو ...نـ بودن ِ تو ... نـ ماندن ِ تو ... . . . کــاش اینبــار حداقل دل ِ واژه برایــــ ـــ ـم می سوختـــــ ـــ ـ و خبــری مـی داد از نـ رفتن ِ تـــو ..

yasharkhaan
yasharkhaan

دونه‌ی برف مثل تمام دونه‌هاي برف در آسمان متولد شد و در همان لحظه‌ی تولد، مثل تمام دانه‌هاي برف ديگر فرود آمد. دونه‌ی برف همين‌طور كه داشت فرود مي‌آمد، خيال‌پردازي مي‌كرد: «من از اين ابر مي‌گذرم. از ابر بعدي مي‌گذرم. بعد همه من را از زمين مي‌بينند. همه مي‌ايستند تا من را ببينند. در همه جا ترافيك مي‌شود. دهن همه از ديدن من باز مي‌ماند. قطارها از ريل خارج مي‌شوند. ماشين‌ها تصادف مي‌كنند. عابرين پياده همه به هم مي‌خورند و روي زمين مي‌افتند و چيزي نمي‌گذرد كه از اين عابرين پياده‌ی نقش زمين، يک تپه درست مي‌شود و من بدون توجه به اين همه سينه‌چاك و كشته و خرابي، به آرومي از برابر همه‌ی چشم‌ها خواهم گذشت».دانه‌ی برف در خیالات خود سیر می‌کرد که صداي آوازي كه از سمت راستش مي‌آمد، رشته‌ی خيال او را پاره كرد. او به سمت راست نگاه كرد و در كمال وحشت، دانه‌ی برف ديگري را ديد که از او خیلی بزرگ‌تر و زیباتر بود و با سرعت بیش‌تری نسبت به او به سمت زمین حرکت می‌کرد. دونه‌ی برف با اندوه گفت: «بايد كاري كنم، وگرنه كسي نيم نگاهي هم به من نمياندازد» دانهی برف با خود گفت: ( چیزی دیگر به زمین نمانده ...

yasharkhaan
yasharkhaan

عادت‌ ِدل‌شکستن، شاید از جواب دادن به همین سوال احمقانه آغاز می‌شود: «کوچولو، مامانتو بیشتر دوست داری یا باباتو؟

yasharkhaan
yasharkhaan

عصر بخیر...