آخ آخ آخ!کتابخونه ی دانشگاه گفتی و کردی کبابم
من 4سال دوران دانشجویی تو کتابخونه کار دانشجویی کردم؛صبح میرفتم دانشگاه غروب می اومدم خونه,بیشتر ساعتا هم تو کتابخونه مشغول کار کردن بودم,کتابا عین بچه هام بودن همه چیزم زیر نظر من بود؛بس که رئیس کتابخونه مون دست و پا چلفتی و تنبل بود
دلم خیلی تنگ شده واسه کار کردن دوباره تو کتابخونه
به طاها...به یاسین... #شعر-انتظار#نوای-ظهور [شعر در دیدگاه اول] [حتما فایل ضمیمه رو گوش بدید پشیمون نمیشید][اگه دست من بود بارها بازنشرش میکردم][منبع فایل صوتی درخود فایل نوشته شده ، منبع شعر در لینک] التماس دعا [فایل]
به طاها...به یاسین...
به طاها...به یاسین...به معراجِ احمد...
به قدر و...به کوثر...به رضوان و طوبی...
به وحی الهی...به قرآنِ جاری
به تورات موسی...و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدایِ گدایان زهرا
چه شب ها که زهرا، دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بیتاب مولا
غلامی این خانواده، دلیل و مرادِ خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص...امیرت مشخص
مکن دل دل، ای دل...بزن دل به دریا
که دنیا...که دنیا...که دنیا...به خسران عقبی، نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد...
و این زندگانیِ فانی...جوانی...خوشی های امروز و اینجا...
به افسوس بسیار فردا...نیرزد
اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقینا...یقینا...خریدارِ یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت
چه اندازه در ندبه ها زاریاری
به شانه کشیدی...غم سینه اش را
و یا چون بقیه تو سربارِ یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردارِ یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه
چه مقدار بیتاب و بیمارِ یاری
دل آشفته بودن...دلیل کمی نیست
اگر بیقراری بدان یارِ یاری
و پایان این بیقراری...بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدارِ یاری
نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را...به مردم
که بازار یوسف فروشی در این دورهِ بد...شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی...
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لب های گرم علی...یا علیش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امیدِ فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش...
به سبحان...سبحان...سبحان مهدی
به برق نگاه و به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش...به جاه جلیلش
به صوت حجازیه قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یا مهدی...یا مهدی...مددی
خوب اون موقعی که ببینمش آره
کوچیکتر هم بود تو درسهاش برای امتحان کمکش میکردم
یا اگه کار کامپیوتر داشته باشه من و برادرام کارشو راه میندازیم
همون یه دختر خاله (خواهر) زاده رو تو این سن داریم دیگه سعی میکنیم هواشو داشته باشیم
زرینتاج
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 15 ساعت و 20 دقيقه قبلوای که آدم اگر عاشق شود دل از همه شوید،دست به گریبان شود
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 33 دقيقه قبل