دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

دخترِ زمستون. درباره »
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
زن - مجرد
امتیاز: 4901

دنبال‌شدگان

(939 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(613 کاربر)

گروه‌ها

(113 گروه)

بازدید

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

عشق به هر لحظه می‌کند / بر همه موجود صدا می‌کند

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

یه دختربچه با مامانش اومده بود..شناسنامشم بزور اوورده بود ک رای بده..بعد دعوا میکرد با مامانش ک چرا شناسنامه من عکس نداره باید شناسنامه خودتو بدی بمن...اخرشم ناراحت بود با مامانش دعوا میکرد میگفت اقاهه میگه نمیشه رحم(رای) بدی...

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

نیستیــــو اتفاقای بد ساده میفتند...و نیست چند شَنبه است.... و نیست ساعت چَند است....

این ارسال را بازنشر کرده است.
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
توسط موبایل در خورشید پشت ابر

هممون محتاجیم به دعای ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

عـــَـــــــــــــــــــــــــــــــــ چقد کار دارم

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
توسط موبایل در فقط حرفایِ خودم

برقا رفته،این وقت شب‎:-|‎مهمونم داریم تازه.همه نشستیم وسط هال‎:-D:-D‎

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
در خاطرات

ک بودم یروز بابام یجایی دیده بود یه جوجه گنجیشک نوزاد افتاده اووردش واسه من..منم مثه مامانش ازش مراقبت کردم غذا میذاشتم دهنش ..بزرگ شد اما بجز پَرای ریز فقط دوتا پر به دمش بود..اسمشو گذاشته بودم ..بدون اون هیجیا نمیرفتم..بعد یروز پاشدم صبونه بهش تخم مرغ اب پز دادم بعد داشت بازی میکرد یهو خیلی الکی افتاد مرد..منو که دیگه نگو ..انقد عزاداری کردم..تا چنماه ولی اسمش میومد گریه میکردم..واسش اگهی ترحیمم درس کردم نقاشیشو عین خودش با همون دوتا پر بدمُش کشیدم تو اگهی ترحیمش چسبوندم تو اتاقم..چنبارم دلم براش تنگ شد نبش قبرش کردم...خلاصه..ازون موقه به بعد مامانم اجازه نمیده بابام پرنده بیاره تو خونه

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

...........................ازونجایی که میدونم بچه ها خیالاتین..به دخترخاله کوچیکم گفتم بادکنکاتو جمع کن بعد که زیاد شد ببندشون بهَم که بتونی بعدش پرواز کنی بری تو هوا....///چنوقت بعدش اومد گفت اجی ندا دارم بادکنکامو جمع میکنم که باهاشون برم هوا،................

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
در سوتی

سوتـــــــــیه امروزبه دوستم اومدم بگم بوی غذا میاد یهو پریدم گفتم صدایِ غذا میاد

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

خیلی سَر در گُمَم .. خیلی///

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

امروز...فُش خورِ فردا

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

شاید برایِ شما هم اتفاق بیفتد...علان خونه تنهام..اما بوی عطر میاد

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
توسط موبایل در عادت های دنبالریون

صُبا که تا لنگ ظهر خوابم معمولا یه کابوس ببینم بعد از خواب بپرم دیگه! البته با جیغ و گریه!، مامانمم دیگه همچین مواقعی نگران نمیشه ممولا از همون دور میگه پاشو دیگه از بس میخوابی اینطوری شدی اما من که میدونم روحم در عذابه