دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

^`~اقاقیا( پاییز) ~`^

تو فصل پاییز نزدیکی و دوری آفتاب از سمت الرأس مث فصل بهار ِ.طبع فصل پاییز معتدله هم گرم هم سرد.... درباره »
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
امتیاز: 5155

دنبال‌شدگان

(595 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(606 کاربر)

گروه‌ها

(25 گروه)

بازدید

^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^

سکوت صبح..صدای اذون...

^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^

^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
در رفیق

من ، صبــــــور غم هام، به دیدنـــــــــــــــم بیا که خیلـــــــــــــــــــی تنهام...

^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^

آرزوهـــــــــایی بودن که زود بیــــــوه شــــــــــــــــــــــــدن

^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^

خاطراتم کال بودن..چیده شدن...

^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
553022_576616809039329_1808673369_n.jpg ^`~اقاقیا( پاییز) ~`^

بعضی وقتا ساعت ها لا به لای پستا می گردم و می خونم ...ما همه جا دنبال خاطرات می گردیم...یه چیزایی گم شده...خدا کنه برگردن..

^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
2.JPG ^`~اقاقیا( پاییز) ~`^

امشـــــــــــــب مثلِ من .. صداش همه جا پیچیده... خوش بحالش ..#مجبور نیست کنه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بگذار با دستهای تو وضوی عشق بگیرم من ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
DSC01582.JPG ^`~اقاقیا( پاییز) ~`^

@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ ای جــــــــــــــــــــــــــــــونم با معرفته من..یادم رفته بود براتون سبزه گره زدم ردیف پایینیا که موج زودتر بازشون کنه

^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^

@°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦° تولد تولد تولدت مبـــــــــــــــــــــــــــارک

این ارسال را بازنشر کرده است.
علی فلاح
علی فلاح

3 روز بود که از حرف زدن عاجز شده بود! تنها کسی که می تونست از جاش بلندش کنه و بغلش کنه تا روی تخت بشینه، بودم! شب 22 فروردین بود! بیمارستان 22 آبان لاهیجان! بخش زنان! به همراهِ تخت بغلی سپردم که من بیرون نشستم! اگر کاری داشت ، منو صدا بزنه! 10 دقیقه ای بود که نشسته بودم ؛ داداش! داداش! نگاش کردم، گفت بیا، دنبالِ توئه! دوان دوان رفتم و رسیدم! نگاهم کرد و با اشاره گفت که میخواد بره بالاتر! بغلش کردم، گفتم بگو ، آروم زمزمه کرد و رفتیم بالاتر! کنارش نشستم، خوابیده بود! یهو بیدار شد، نگام کرد ، اشاره کرد که میخواد بلند بشه؛ بغلش کردم اما نه! پیشونیم رو بوسید! بغض کردم رفتم بیرون..

و 30 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@^`~اقاقیا( پاییز) ~`^ ..........

این ارسال را بازنشر کرده است.