@عاطفه..! بیا با دوست من دوست شو..شب اول یکی از دوستام اومد قرآن نداشت رفت داخل تکیه گلزار شهدا از کتابخونش قرآن ورداشت تا آخر مراسم متوجه شد کتاب تزکیه نفس رو سرش بود نه قرآنشب دوم من و دوستم تو سبزه ها نشسته بودیم که دیدیم باز خانوم اومد کنارمون لبخند زد سریع رفت..تا پایان مراسم دیدیم شاکی داره میاد..این دوستم که متاهل بود قرآن سر عقدشُ با جلد آورده بود..خانوم شاهکار که دکترم تشریف دارن شب دوم جلد(باکس) قرآنُ روسرش گرفته بود
هیچ سالی اینطور نبودم...احمدی نژاد که رفت غمگینم...بعضی جاها سیاستش شتاب زده بوده کارای اشتباه ..اما خیلی کارای بزرگم انجام داده انصاف داشته باشیم...کارشکنی های زیادی که تو کارش کردن...خودشونم خوب می دونن حمایتش نکردن..
#اعتراف می کنم دانشجو که بودم درس پژوهش عملیاتیٌ اصلا حتی سر کلاس گوش نمی کردم ، خودم می خوندم..یا تو کلاس از این کارا می کردیم..یادگاری هاشم نگه داشتم.. یه روز داشتیم نقطه بازی می کردیم پسرای اکیپمون برگ نقطه بازی ُ گرفتن و کاریکاتور من و دوستمُ کشیدن... ته کلاس شلوغ شداستاد یهو اومد..بازیمونُ خراب کرد...گفت می خوام امتحان بگیرم...چشمتون روز بد نبینه ما 5 نفر صفر تا 0/75شدیم...بعد استاده گفت شما درستون ضعیفه باید گروه بندی کنم ..خلاصه پایان ترم شد و من بالاترین نمره ی دانشگاه گرفتم با اینکه یه سئوال افتضاح طرح کرده بود که 3 نمره کسی نگیره اما حلش کردم..استاده کلید کرد که نه درسش ضعیف بود سئوالا ُ بهش رسوندن...خلاصه دیگه همه بهش گفتن نه این شاگرد زرنگه و... بی خیالم شد..بعد از4سال این چند روز تقریبا تو یه جایگاه مشابه همدیگرُ دیدیم و گفتم استاد نذاشتین آخرش بازیُ تموم کنیم..گفت هنوز دارمش..بعد ار (4)3 سال اون برگه ُ بهم برگردوند..گفت اصلا بهت نمی خورد درس خون باشی
تو دنیای مجازی دنبال پیدا کردن دوست واقعی یا چیزی که تو دنیای حقیقی پیداش نکردم هرگز نمی گردم...آدمای اینجا همون آدمای دنیای حقیقی هستن که می تونن خوب و بد باشن ...اینجام برای تمرین دوست داشتن و..نه برای صرفا خندیدن..از آدمای زندگیم هیچ انتظاری ندارم...در عین حال اجازه سو استفاده از اخلاقمم به کسی نمی دم..
#اعتراف می کنم هرجا که ازم شماره تماس می خوان و اجباریه شماره تماس بابا ُ می ذارم از بانک گرفته تا شرکت و ... بعد اونوخت پدری الان کلی پیشنهاد دوستی و امر خیر داره ... موقع افطار #اعتراف کردم گفتم پدری تقصیره منه اینقده خاطرخواه داری همه جا شمارتُ دادم ..من ..پدری
ما از الان دیگه دوستای صمیمی شدیم اصلن..

13 سال و 1 ماه و 19 روز و 41 دقيقه قبلوحید

13 سال و 1 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 3 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 47 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 8 روز و 2 ساعت و 46 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 8 روز و 2 ساعت و 44 دقيقه قبل