دختر بودن تاوان دارد دوست ميشوي ؛ميگذرد و عاشق ميشوي ... از روي عشق ، نه هوس............ تنت را به او ميسپاري ... بعد از آن زمان... تو هرزه اي و او فقط کمي دختر بازي کرده بود
میدونم.جامعه خیلی کثیف شده.یعنی دیگه مردم حد و حدود خودشونو نمیدونن.چون یه سری که تعدادشون کم نیست هم مردا هم زنا باعث شدن اینجوری بشه.حرف شمارم قبول دارم چون خودمم شاهد همچین چیزای هستم و فقط میتونم بگم متاسفم
شرمنده بحث رو دوباره باز میکنم، یه چیزی ناگفته موند تو حرفامون اونم اینکه هیچ انسانی به ذات بد نیست، یه مسائلی و دست های پشت پرده ای باعث میشه و شده که بد و حتی پَست تر از پَست بشه، حالا چند % از این رفتارها رو باید به این مسائل نسبت بدیم.... درست نیست که فقط جنسیت و انسانیت رو ببریم زیر سوال...
میگن #پاییز فصل ِ عاشقی ِ ... آرزویم برای تو دوست ِ خوبم اینکه خود ِ خود ِ #پاییز بشی ... #حوای ِ پاییز ِ دل ِ کسی باش که برای بودنت دست به دامن ِ #تقدیر نزد و هر روز بی تاب بودنت باشد ...
دیشب خواب دیدم مُردم.. دقیقا حسی که روح از بدنم جدا شد خواهش کردم که الان نه... جیغ میزدم داداشم قدم می زدصدامُ نمیشنید بعد انگار بیدار شدم نگاه می کردم دستمم حتی نمی تونستم تکون بدم قدرت هیچی نداشتم.. دوباره چشامُ بستم نزدیکای سحر بود.درست مث چند وقت پیش که خواب دیدم سه نفر بودیم تو یه اتاق یه صدا می گفت دونفر می میرن.. یه آقایی مُرد..من تو خواب پیش خودم گفتم من نمی میرم اون آقا دیگه که دراز کشیده مریضه اون می میره...نشسته بودم که یهو گردنم افتاد رو شونم حرف می زدم اما جسمم همون حالت بود..نگران و مضطرب بودم .بعد دوباره اون صدا اومد که الان نمی خوایم بمیری ..یادت باشه ما هرکیُ بخوایم عمرشُ ازش می گیریم... اینم خوابه من می بینم
#اعتراف می کنم همیشه اسم ایشونُ @: ) اَمـــَد آمد می خوندم.. بعد می گفتم یعنی چی آمد؟؟!!! کی اومد؟؟ فسفر می سوزُندم تا بین پستا و شخصیتشون با اسمی که انتخاب کردن یه رابطه برقرار کنم ببینم فلسفش چیه؟؟ خلاصه بعد از مدت ها فسفر سوزوندن فهمیدم احمد ُ نوشتن اَمَد..
قابل ِ نگاه ِ قشنگت رو نداشت ، اما تو سخترین شرایط نوشتم !!!
آخه از ی ِ طرف رسیده بودم ، عجله ای آماده میشدم برم سمت ِ #باغمون . از ی ِ طرف برادرزاده های وروجکم از بندرعباس اومده بودن خراب شده بودن روم ، داشتم آماده شون میکردم و اصن با یه وضعی اون خطاب رو واست نوشتم که نگو
@^`~اقاقیا( پاییز) ~`^ با بعضــــــی از آدمـــــــا که صحبـت میـــــــکنی پیش خـــــــودت میگـــــــی: "خـــــــدا واقعـــــا باید...............واســــــه آفـــــریدن ایــــــــــــن به خــــــودش آفــــــــــــــــــــــرین.بگه..!حس خیلییییییییی خوبی بهت دارم
قرار بود سرشب زنگ بزنم دوستم حالشو بپرسم تصادف کرده بود يادم رفت!حالا الان مثه بز يادم افتاد اس دادم بيداري؟بهتر شدي؟ بعد 5مين اس داده تو خانواده نداري تا اين موقع شب بيداري؟!منم نوشتم دوست آن است که نصف شب ياد دوست کند! نوشت ي اس ديگه بدي ميام در خونتون!! هيچي ديگه خاموش گشتم... ي همچين دوستاي وحشي دارم من!!!!





13 سال و 2 ماه و 3 روز و 7 ساعت و 9 دقيقه قبلاقاقیا ِ عزیزم





13 سال و 2 ماه و 1 روز و 13 ساعت و 43 دقيقه قبلجاتون خالی بودددددددددد


13 سال و 2 ماه و 1 روز و 6 ساعت و 45 دقيقه قبل
دوستان جای ما..
دَدَر خوش می گذره..دلمون برات تنگ شده

13 سال و 2 ماه و 1 روز و 3 دقيقه قبلقربون دلت عزیزم

13 سال و 1 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 41 دقيقه قبل