خط پایین زنگ می خوره می دو ام برم جواب بدم....تا برسم قطع می شه به خط بالا می زنگن....می دو ام بیام بالا ..قطع می شه...90% هم بابامه بعدش به گوشیم می زنگه...می گم پدری قربونت برم می دونی تنهام خو از اولش بالا بزنگ می خندهمی گه پاشو یکم ورزش کن
#تنهایی من زیباترین تنهایی دنیاست....تنهایی که #منت ماندن کسیُ نمی کشه...#تنهایی من یادگرفت که گاهی #تنها بره کنار #ساحل و خیره بشه...تنها بره #رستوران غذا بخوره و گاهی هم یه فنجون #قهوه..#من و تنهاییم با هم می ریم خرید...هرچی دوست داریم برای هم می خریم...من و تنهایی به هم وفاداریم.... شبهای #سرد یه #آغوش گرم به هم #هدیه می دیم...
دیشب خواب دیدم مُردم.. دقیقا حسی که روح از بدنم جدا شد خواهش کردم که الان نه... جیغ میزدم داداشم قدم می زدصدامُ نمیشنید بعد انگار بیدار شدم نگاه می کردم دستمم حتی نمی تونستم تکون بدم قدرت هیچی نداشتم.. دوباره چشامُ بستم نزدیکای سحر بود.درست مث چند وقت پیش که خواب دیدم سه نفر بودیم تو یه اتاق یه صدا می گفت دونفر می میرن.. یه آقایی مُرد..من تو خواب پیش خودم گفتم من نمی میرم اون آقا دیگه که دراز کشیده مریضه اون می میره...نشسته بودم که یهو گردنم افتاد رو شونم حرف می زدم اما جسمم همون حالت بود..نگران و مضطرب بودم .بعد دوباره اون صدا اومد که الان نمی خوایم بمیری ..یادت باشه ما هرکیُ بخوایم عمرشُ ازش می گیریم... اینم خوابه من می بینم
#اعتراف می کنم همیشه اسم ایشونُ @: ) اَمـــَد آمد می خوندم.. بعد می گفتم یعنی چی آمد؟؟!!! کی اومد؟؟ فسفر می سوزُندم تا بین پستا و شخصیتشون با اسمی که انتخاب کردن یه رابطه برقرار کنم ببینم فلسفش چیه؟؟ خلاصه بعد از مدت ها فسفر سوزوندن فهمیدم احمد ُ نوشتن اَمَد..
قابل ِ نگاه ِ قشنگت رو نداشت ، اما تو سخترین شرایط نوشتم !!!
آخه از ی ِ طرف رسیده بودم ، عجله ای آماده میشدم برم سمت ِ #باغمون . از ی ِ طرف برادرزاده های وروجکم از بندرعباس اومده بودن خراب شده بودن روم ، داشتم آماده شون میکردم و اصن با یه وضعی اون خطاب رو واست نوشتم که نگو
#اعتراف می کنم یه بار یه مزاحمی داشتم ول کن نبود..اخم کردم ..دیدم ول کن نیست .آروم میومد تا اومدم ازخیابون برم جلو راهمُ بست باز شدیدتر اخم کردم...پیش خودم گفتم عجب آدم سمجی کم نمی آره اخمم می کنم نمی ره رد کارش...بعد یهو یادم افتاد آخه وقتی عینک رو چشامه چطور می خواد اخممُ ببینه؟؟؟؟