†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یاد تو را در ذهنم قاب کردم ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من و چتر ِ مژه هایت . . چه قدها می زنیم
delshekaste
یا رب مکن از لطف پــــــــــریشان ما را// هر چند که هست جرم و عصیان ما را // ذات تــــو غنی بــــــوده و ما محتاجیم // محتــــاج به غیر خــــــود مگردان ما را
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تا که رسید از سر ره بلبلی /سوختهای ، خسته ی روی گلی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
از بن آن خار که بودش مقر /خوب چو پژمرد برآورد سر
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تن محنت کشی دیرم خدایا /دل حسرت کشی دیرم خدایا
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دلی دیرم خریدار محبت /کز او گرم است بازار محبت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتن/ یا به تو واگذارم این جسم به خون تپیده را
delshekaste
ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند //گر از آن یار سفر کرده پیامی داری
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یا که به راه آرم این صید دل رمیده را/ یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
يـاران بموافقت چو دیــدار کـنید/ بـاید کــه ز دوست یـاد بسیار کنید
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نیکنامی نباشد، از ره عجب/ خنگ آز و هوس همی راندن
غمی به دل دارم...
13 سال و 18 روز و 20 ساعت و 50 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 15 روز و 1 ساعت و 36 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 11 روز و 8 ساعت و 55 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 10 روز و 14 ساعت و 56 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
12 سال و 11 ماه و 30 روز و 2 ساعت و 45 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!