†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
" به سادگی " رفت!!! " به سادگی " بخشیدم!!! حالا مانده ام چگونه بدون او " به سادگی " زندگی کنم!!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
فـــآش کــن راز ِ دلت را ! مَحـــرم ِ اَســرار اَگــــر دیدی!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تاريکي اتاقــم شکــسته مي شود با نوري ضعيــف ...
غمی به دل دارم...
13 سال و 18 روز و 22 ساعت و 45 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 15 روز و 3 ساعت و 32 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 11 روز و 10 ساعت و 50 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 10 روز و 16 ساعت و 52 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
12 سال و 11 ماه و 30 روز و 4 ساعت و 40 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!