†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دسـت بـرآورده بـه زاری چـنـار /بـا تـو بـگـویـم چـه دعـا میکند
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ادعای بی تفاوتی سخت است! آن هم نسبت به کسی که زیباترین حس دنیا را با او تجربه کردی! دلم کار دست است... خودم میبافمش... تارش را از سکوت... پودش را از تنهایى... براى همین است که خریدار ندارد!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
آﺷﻮﺏ...!!!!!!!! هﻤﺎﻥ ﺣﺴﯽ ﮎ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﻟﺒﺎﻥ ﺗﻮ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﺩﺍﺭﻡـ
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ﭼﻘﺪﺭ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﻨﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ... ﻋﺸﻖ ﺑﺮﺍﯾﯽ ﯾﮑﯽ ﺩﻟﮕﺮﻣﯽ... ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
فردا برای دلجویی دیر است.
امروز زخم نزن...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
با تنهایى انس گرفته ام.. دوست خوبى است. دلم رانمى شکند.. دروغ نمى گوید.. خیانت نمى کند از همه مهم تر این که هیچ گاه ترکم نمى کند..
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بگذار بگویند مغرور است... سرد است..
مدت هاست که درختچه بی تفاوتی هایم را روی طاقچه عادت جا گذاشته ام...
و از دور نگاهم به دست زمانه ای است که این گیاه چندساله را سبزتر میکند...
بگذار هرچه میخواهند بگویند...
جای من همینجاست... کنار درختچه بی تفاوتی ها...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یکی باش برای یه نفر... نه خاطره ای مبهم در ذهن صدها نفر...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بزرگ بود... قوی بود... همه به او احترام می گذاشتند... شکستنی نبود به این سادگی ها... اما زود درگذشت... غرورم را میگویم، ناگهان فوت کرد...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مرا کدام جدا کرد بی گناه از تو؟ /سیاه بختی من یا که اشتباه از تو؟
غمی به دل دارم...
13 سال و 17 روز و 10 ساعت و 56 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 13 روز و 15 ساعت و 43 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 9 روز و 23 ساعت و 1 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 9 روز و 5 ساعت و 3 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 16 ساعت و 52 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!