نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دخترکی هستم شکسته بال، تو مرا بشکنی دیگر چه از من می ماند....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
کاش همان کودکی بودم که حرفهایش را از نگاهشمیتوان خواند.اما اکنون اگرفریاد هم بزنم کسی نمیشنود
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
باچترباشیم یانباشیم هیچ فرقی نمیکنه.بی دوست خیس بارانم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اگه بازم من و خواستی که ببینی ، من همونجام پشت لبخند قدیمی.........................
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
یکی من و از تو لیستش پاک کرده، دلم شکستـــــــــــــــــــــــــــــــ...................!!!!!!!!!!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
باران می بارد امشب ، دلم غم دارد امشب...............
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه ، همه غصه های دنیا توی سینه من.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
درنگ مکن آنچه که بردی بوی خوش مهربانی بود.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
آنچه یافت می نشود آنم آرزو است............
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــامـــــــــــــــــــــــــــــ
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
ینی یه توی شهر به این بزرگی یه پسر که یه رفاقت سالم عاشقانه بخواد نیست..........؟؟؟؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نه میشه با تو سر کنم نه میشه از تو بگذرم بیا به داد من برس من از تو مبتلاترم