بازی با کلمات و دِل واژه ...
یاد میکنم از روزهایی که آهسته آهسته داغ میزدیم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
درد و دل با خدا
کجاست اون دست نورانی و معجز ؛ بگو بیاد و دستم و بگیره
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
از خدا که پنهان نیسن از شما چه پنهان همانند کودکی که بخاطر دوری از مادرش بغض دارد روزهاست در کنار جمع همانگونه بغض دارم
هذيان با آيينه
دروغ میگویی!مانند همه انسان ها تو نیز به من دروغ میگویی آینه! اینکه میبینی ظاهر من است
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
یاور همیشه مومن توبرو سفر سلامت غم من نخور که دوری برای من شده عادت
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
کسی با گیاهای سمی و دارویی آشنایی داره؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
فال قهوه میگیرم اساسی....!! میخوای بیا خصوصی ؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اینجا کسی هست اطلاعات گیاه پزشکی داشته باشه یا با گیاهان دارویی آشنا باشه؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
مثل هر روز ؛ ساعت 9 صبح :الو سلام عزیزم؛ امروز دیگه میبینمت؟ -سلام نمیدوم بهت خبر میدم........... ساعت 12 شب : چی شدی فدات شم , چرا خبر ندادی ؟ - ببخشید خیلی سرم شلوغ بود
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تنها دلیل تنهایی های شبانه ام تویی
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
درد دارد وقتی میبینم جای سیگارم خودم سوخته ام
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تو رو خدا یکی بیاد من و نجات بده.......
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
برای مخاطب
نام تو مرا همیشه مست میکند ؛ بهتر از شراب ؛ بهتر از تمام شعرهای ناب ؛ نام تو اگرچه بهترین سرود زندگیست ؛ من تو را به خلوت خیال خود ؛ بهترین بهترین من خطاب میکنم ؛ بهترین بهترین من