نگین غروب ( جنگجوی خسته)
وقتی همه اختیار دارتن....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
گاهی آنقدر دلتنگ میشوم که مانند دودسیگارم چشمهایم را میسوزاند و اشک راه می اندازد...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بیاین حق الناس و باور کنیم!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
وقتی میبینی دیده نمیشی خودت و کوچیک نکن ! برو...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دنبالر دیگه دنبالر ثابق نیست ؛ حق داشتن اونایی که حذف حساب کردن! منم دارم به این نتیجه میرسم که برم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
سیاوش قمیشی
چشمونم فاصله از پنجره دید میزنه / دلم اسم تو رو فریاد میزنه...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
صدایم به کسی نمیرسد ، دیگر سنگینی این بغض دیواری شده بین منو آدم ها.... آی آدم ها حنجره ام خسته است از این فریاد...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مگر بدمیخواهم که میگویم مگذار ما بشود من و تو!؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بی تابم ؛ چونان کودکی که مادرش را در بازار گم کرده...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
احساس خواب آلودگی توام با گشنگی...