دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز که همین شوق مرا, خوب ترینم! کافیست........ درباره »
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
مرد - مجرد
امتیاز: 1021

دنبال‌شدگان

(138 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(125 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

یکیش رفت زیر میز تلویزیون یکیش هم رفت زیر مبل . من میرم سمت مبل تو هم برو سمت میز تلویزیون . . . . . . . . .

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

یکی از معضلات امروزه ی جوانان اینه که وقتی یه مادر و دختر رو با هم توی خیابون میبینند واقعــاً نمیدونن به کدوم شماره بدن !! مسولین لطفا رسیدگی کنن ..

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

دخترِ عکس از پاش گذشته فقط ناخن هاش معلومه کامنت پسر‌ها : 1.از ناخن‌هات معلومه خیلی‌ آدم آروم و مهــــــــــربونی هستی‌ 2.ناخن‌هات تو حــــــــــــــلقومم 3.خیلی‌ قشنگ بود با اجازه شرش می‌کنم 4.فــــــــــــــدات شم پاهات یه چیزی میخواد به آدم بگه 5.چه عاشــــــــــــــقانه من میرم خودمو حلق اویزز کنم خدافس |:

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

شبببببببببببب همگیییییییییی خوش دوسسسسسسسسستون دارم

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

سللاااااااااااااااااااام

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

شب همگییییییییییییییی خوش ما رفتیم

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

سعی‌ کن آنقدر کامل باشی‌، که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران، گرفتن خودت از آنها باشد.

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

پشیمونــی برای کارایــی که کـــردی به مــرور از بیـــن میــره اما پشیمونیـــه کارایــی که نکــــردي تا آخر عمـر عذابت میـده!!!

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا…دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟ فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم ) دخترک چانه لرزانش را جمع کرد… بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت : خانوم… مادرم مریضه… اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن… اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد… اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه… اونوقت… اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم… اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم… معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا… و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد…

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
madrese.jpg نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

کوچوووووووووللللللللللو گریه نکن مدرسه که ترس نداره والله ما فنچ بودیم خودمون میرفتیم مدرسه سرویس وجود نداشت که اونم از یه میدووون پر ترافیک شهر وقتی 7 سالم بود رد میشدم فنچ های این دورو زمونه خیلی ناز شدن ما فنچ نبودیم که خرس بودیم ........زنگ که میخورد مغازه های اطراف در مغازشونو میبستن مبادا بهشون ضرر بزنیم خخخخخخ

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
baba.jpg نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . . دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!! ولی ... هیچوقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا! . . . یک هفته در تب ســـــــوخت . . ..

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
g.jpg نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه بی کسیم بود، طوفان تو آن را از من گرفت! کجای دنیای تورا گرفته بودم؟... خدا درجواب گفت: ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تواز کمین مار پر گشودی.

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

خدا هیچگاه از ما نخواهد پرسید که چرا ابراهیم و مسیح و محمد نشدیم، بلکه از ما خواهد پرسید که آیا خودتان بودید؟!؟

نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*

سلام وقتتون بخیر