Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
خوشبختی شاید همین باشد ... تو... چای قند پهلو... من...
Jangal
حتی کسی که در دلش مهر حسین نیست، اما تلاش میکنه ظاهرش حسینی باشه هم برندس... البته نه از سر ریا... این سفره صاحب داره اخه...
Jangal
در این دورهی سکوت است که مقداری ترجمه میکنم، به قصد فنارسه (فرانسه) یاد گرفتن. از «ژید» و «کامو» و «سارتر». و نیز از «داستایوسکی». «سهتار» هم مال این دوره است که تقدیم شده به خلیل ملکی. هم در این دوره است که زن میگیرم. وقتی از اجتماع بزرگ دستت کوتاه شد، کوچکش را در چاردیواری خانهای میسازی. از خانه پدری به اجتماع حزب گریختن، از آن به خانه شخصی و زنم سیمین دانشور است که میشناسید. اهل کتاب و قلم و دانشیار رشته زیباییشناسی و صاحب تألیفها و ترجمههای فراوان و در حقیقت نوعی یار و یاور این قلم که اگر او نبود، چه بسا خزعبلات که به این قلم درآمده بود. (و مگر درنیامده؟) ...
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 41 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 14 ساعت و 7 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 54 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 45 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 43 دقيقه قبل