Neda
همه مرا به خنده های باصدا می شناسند..این بالش بیچاره..به گریه های بی صدا...
Neda
کمی زود بود ولی......دعایت گرفت مادربزرگ! پیر شدم!
Neda
بـاران بیاید یا نيـاید ..تــــو باشي یا نبـاشی...خاطرت باشد یا نباشد...من خیـس از یاد تـوام...!
Neda
به کلاغ ها بگویید قصه من اینجا تمام شد...یکی...بود و نبود مرا با خود برد...!
Neda
فراموشی می آید...مانند همین پاییز...با ابرهای سهمگینش...دیروز برگ خشکی دیدم که نمی دانست از کدام شاخه جدا شده...
Neda
دلـــــــــــم کمــی... دروغ چــــرا ! خــیلـــــــی زیــــــــــاد تــو را میــــــــخواهــــد..
Neda
هـنــوز تـکه ای از تــو در مـــن اسـت . . .کـه گـــــاهـی لعـنـــتي بــــدجـور . . .دلتــنگت مــــــــی شـود....
Neda
تنها بودن بهتر از تنها شدن است...یادم نرود که:من تنها هستم، اما تنها من نیستم...پناه بگیرید...باز تنهایی در راه است...!
Neda
به جرم وسوسه ... چه طعنه ها که نشنیدی حوا،پس از تو ... همه تا توانستند آدم شدند ...چه صادقانه حوا بودی ...و چه ریاکارانه آدمیم...
Neda
دستم را بگیر!دارم به یادت ...می افتم ...!!!
Neda
هیچ وقت داشته هات رو دست کم نگیر...
Neda
در دلم چیزی هست مثل یک بیشه ی نور..مثل خواب دم صبح..وچنان بیتابم که دلم میخواهد بروم تا ته دشت بروم تا سرکوه.. دورها آواییست که مرا میخواند....