نونا
به زخمهایم می نگری ... ؟! درد ندارند دیگر ... روزی که رفتی ، مرگ تمام درد هایم را با خودش برد ! مرده ها درد نمیکشند ... ! حرف آخرم این است ... برنگرد دیگر !! زنده ام نکن ... !
نونا
امروز باورم شد که تو خسته تر از آن بودی که بفهمی دوست داشتنم را… از من گذشت… اما… هرجا هستی “خسته نباشی...
نونا
اینجا جاییست که . . . عشقبازی نمی کنند با هم . . . با هم با عشق بازی میکنند . . . !
نونا
گریه هایت را که کرده باشی
روز رفتن روز سختی نیست...!
نونا
خدایـــا...
کاش زندگی هم مثل بازی فوتبال بود...
وقتی زمین میخوردیم
تو مثل داور از بنده هات می پرسیدی
میتونی ادامه بدی؟؟؟!!!
نونا
از لذت هایی که بازم هست:
باهاش دعوا کنی...هزارتا حرف بهش بزنی...بهش اسمس بزنی که دیگه بهم زنگ نزن...ولم کن...زنگ بزنه بهت...جواب بدی؛چون میدونی انقدر زنگ میزنه تا جواب بدی...با عصبانیت باهاش حرف بزنی ولی اون مثل همیشه باشه باهات...خیلی منطقی باهات حرف بزنه و در مورد اون مسعله ای که تو بخاطرش دلگیر شدی واست توضیح بده و اینقد حرفاش منطقی باشه که تو بفهمی باز دوباره بیخودی!بهش گیر دادی...
از رفتار خودت'پشیمون'بشی...بهش بگی چقد بد که تو ذهنت از من انقد خاطره بد داری...
بهت بگه اصلنم اینجوری نیست...من از دست تو ناراحت نمیشم؛هیچوقت...
خوشحال بشی...
***برای هزارمین بار خدا رو شکر کنی..."بخاطر وجودش توی زندگیت"***
نونا
حکايت مــــــــــــــن … حکايت کسي بود که عاشــــ ـــــق دريـــا بود ... اما قايقـــــــــــي نداشت … دلباخته ي سفــــــــــر بود ... اما همســــــفر نداشت ... زخـــــــــــــــم داشت ... اما نناليـــــــــــــــــــــد... گريـــــــــــــــــه کرد ... اما اشــک نريخــــــــــت… حکايت من حکايت کسي بود کـــــــــــــــــــــه … پر از فريـــــــــــــــاد بود ... اما سکـــــــــــــــوت کرد تا همه ي صداها را بشنـــــــــــــــــــــود… حکايت کسي بود که ... زجــــر کشيد ... اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد ...
نونا
در آخر گفت بازی برد و باخت دارد زبانم بند آمد به او بگویم :بی انصاف کدام بازی؟ من با تو زندگی کردم...
نونا
آدم ها بازی کردن را دوست دارند این تو هستی که انتخاب میکنی هم بازی شون باشی... یا اسباب بازی شون...
نونا
مردم این روزها قیمت هر چیزی رو میدونن ولی ارزش هیچی رو نمیدونن ..!
زیباست


13 سال و 3 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 46 دقيقه قبل