melodi
باز هم قلبي به پايم افتاد /باز هم چشمي به رويم خيره شد /باز هم در گير و دار يك نبرد/ عشق بر قلب سردي چيره شد
melodi
سه غم آمد به جانم هر سه یک بار/ غریبی و اسیری و غم یار/ غریبی و اسیری چاره دارد/ غم یار و غم یار و غم یار
melodi
آن که برایم آخرین بار نوشت . . . سوختی به پای سرنوشت ! بی خبر بود از این که . . . ! اولین جمله ی عاشقانه را خودش نوشت . . .
melodi
التماس به خدا جرأت است . اگر برآورده شود ، رحمت است ، اگر برآورده نشود ، حکمت است . التماس به انسان خفت است . اگر برآورده شود ، منت است ، اگر برآورده نشود ، ذلت است .
melodi
غربت آن نیست که تنها باشی/ فارغ از فتنه ی فردا باشی/ غربت آن است که چون قطره ی آب/ در پی دریا باشی /غربت آن است که مثل من و دل /در میان همه کس یکه و تنها باشی
melodi
خوبی چه بدی داشت که تکرار نکردی / مهر مرا بردی و ز من یاد نکردی/ روزگار میگذرد این چنین شاد نباش / آخر تو جوابش بدهی این همه ظلم که بر من کردی .
melodi
پروانه صفت چشم به او دوخته بودم/ وقتی که خبردار شدم سوخته بودم /خاکستر جسمم به سر شمع فرو ریخت /این بود وفایی که من آموخته بودم
melodi
عاشق هر کس شدم او شد نصیب دیگری ، دل به هر کس دادم او زد به قلبم خنجری ، من سخاوت دیده ام دل را به هر کس می دهم ، شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام .
melodi
ای نارنین جواب معمای من تویی/ تنها چراغ روشن شبهای من تویی /امشب هوای کوه وبیابان بر سر زده است /دست مرا بگیر که فرهاد من تویی
melodi
عاشق واقعی کسی است که معشوق خود را آزاد می گذارد تا خودش باشد ، در عشق اجباری نیست ، عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن ، برای آنکه کسی یا چیزی را به دست آوری ، رهایش کن . (اندره متیوس)
melodi
تماشایی ترین تصویر دنیا می شوی گاهی/ دلم می پاشد از هم بس که زیبا می شوی گاهی/ حضور گاهگاهت بازی خورشید با ابر است/ که پنهان می شوی گاهی و پیدا می شوی گاهی/ به ما تا می رسی کج می کنی یکباره راهت را/ ز ناچاریست گر هم صحبت ما می شوی گاهی/ دلت پاک است اما با تمام سادگی هایت/ به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی/ تو را از سرخی سیب غزل هایم گریزی نیست/... منم مانند حوا زود اغوا می شوم گاهی...
melodi
دلم برای دلی تنگ میشود گاهی/ دلی که سنگ تر از سنگ میشود گاهی/ به کوچه های دلم یاد او که میاید/ خطوط فاصله کمرنگ میشود گاهی/ برای لحظه دیدار اتفاقی او/ میان ثانیه ها جنگ میشود گاهی/ سوار عقربه ها میروم ز شهر شما/ اگر چه پای سفر لنگ میشود گاهی