melodi
رها کردی غم بی رنگی ام را/ دل ساحل نشین سنگی ام را/ دو بیتی هم اگر باشی تو امشب/ نمی بخشم به تو دلتنگی ام را
melodi
به دوشم کوله باری از جدایی است/ مرا با کوی هجران آشنایی است /بگوش من هنوز از دور و نزدیک/ صدای گفتگو های جدایی است
melodi
دگر گوشی به آغوش درم نیست/ صدای آشنای باورم نیست/ بغیر از لاشه ی پوشیده دل /درین خانه کسی هم بسترم نیست
melodi
دلم تنگ است امشب بهر زاری/ به روی موج گریه تک سواری/ صفای گریه ای در خلوتم را/ نمی بخشم به سال خنده داری
melodi
در بستر بی رحمی و خون زاده شدم/از اول عمر با جنون زاده شدم/ خاکستریم ، دست خودم نیست عزیز/ ققنوسم از آتش درون زاده شدم
melodi
ای کاش که از حال دل من خبرت بود/ ای کاش دمی ار سر کویم گذرت بود /من مرغ اسیرم که ندارم پر پرواز/ ای کاش که کاشانه من زیر پرت بود . . .
melodi
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم/ نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم/ نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!/ بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم؟
melodi
ان یار که عهد دوستاری بشکست/ میرفت و منش گرفته دامان در دست /میگفت دگرباره به خوابم بینی/ پنداشت که بعد از ان مرا خوابی هست
melodi
خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است/ پيدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است /گويا که در اين وادی از عشق نشانی نيست /گر هست يکی عاشق الوده به صد رنگ است