melodi
من آنشب چشم در راه کسی بودم /که می پنداشتم دیگــر نمی آید /صدای آشنایی در دلم می گفت /که او بــــر عهد خود هرگز نمی پاید
melodi
آن که باز آید مرا از غم رها سازد تویی /درد این آوارگی از تن رها سازد تویی/ اگر خانه دل را ویرانه کرده دست غم /آن که این ویرانه را از نو بنا سازد تویی
melodi
در درگه عشق كنم در تو شكايت/ گويند مرا كشت دو چشمان سياهت /در هر نگهت مستي صد جام شراب/ چشمان تو ميخانه ي دلهاي خراب است
melodi
نگاه خسته ام را داد بر باد /غم سر بسته ام را داد بر باد/ همان رسمي كه نامش عاشقي بود /دل شكسته ام را داد بر باد
melodi
صبوری می کنم تا مه برآید/ صبوری می کنم تا شب سرآید/ صبوری می کنم تا زندگانی/ مرا بگذارد و مرگ از در آید
melodi
تا آخر عمر در دلم خواهی ماند/ تنها تو چراغ محفلم خواهی ماند /ای پاکترين زلال جوشان دلم/ ای آينه در مقابلم خواهی ماند
melodi
خداحافظ شميم نوبهارم/ خداحافظ همه دار و ندارم /از اينجا مى روم اما دلم را/ به رسم يادبودى مى گذارم...
melodi
اگه عشقی نباشه آدمی نیست!/ اگه آدم نباشه زندگی نیست!/ نپرس ازمن چه آمد برسر عشق/ جواب من به جز شرمندگی نیست!
melodi
دیشب غزلی سرود عاشق شده بود/ بادست و دلی کبود عاشق شده بود/ افتاد. شکست .زیر باران پوسید/ آدم که نکشته بود عاشق شده بود
melodi
درمدرسه از حیاطمان کم کردند /ازفرصت ارتباطمان کم کردند /رفتیم به هم عشق تعارف بکنیم /ازنمره انضباطمان کم کردند