melodi
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر می زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می گیرد.
melodi
شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم خداحافظ / ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ/ و این یعنی در اندوه تو می میرم/ در این تنهایی مطلق که می نندد به زنجیرم/ چگونه بگذرم از عشق ، از دل بستگی هایم/ چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم؟/ خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزلخوانی ، خداحافظ/ به پایان آمد این دیدار پنهانی ، خداحافظ/ بدون تو گمان کردی که می مانم خداحافظ / ولیکن بعد تو می میرم خداحافظ/بدون من یقین دارم که می مانی / خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ
melodi
هر که را دیدم خيانت کرد و رفت /هر که با من بود یار من نبود /هر که آمد بر دلم زخمی گذاشت /خود ندانستم از این غمها چه سود
melodi
به نامردمان مهر کردم بسی/ نچیدم گل مردمی از کسی/ بسا کس که از پا در افتاده بود /سراسر توان را زکف داده بود/ به حیلت گری خنجر از پشت زد /بخونم ز نامردی انگشت زد .
melodi
هدف از آفرینش بعضی ها... فقط اینه که: با بودنشون... به ما ثابت میکنن... که تنهایی چه نعمت بزرگیه ...!!!
melodi
پارسال با او زیر باران راه می رفتم. امسال راه رفتن او را با دیگری در زیر باران اشکهایم دیدم. شاید باران پارسال اشکهای فرد دیگری بود.
melodi
روزمره یعنی من یعنی ما... یعنی زنهایی که یادشان رفته روزگاری دخترکانی بودند که آرزویشان قورت دادن هدفهایی بود که با آرامش می جویدندشان!
melodi
هـــی کـــافـــه چـــی! دستـــور بــده سیـــگــار بیـاورنــد مشـــروب و پاســور هـــم... و مـــردهـای هــرز را دور میــز مــن جمـع کــن! ... ... بگــو بنــوازنــد........ . . . شایـــد غیرتــی شـــد و بــرگشت!!
melodi
حکایت جالبیست ... اتاق ِ من . . . گیتار دود میکند... سیگار ساز میزند... و من . . . تمام میشوم ...!
melodi
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد
melodi
اشک خیمه زده بر صفحه ی چشم نگرانم /چنـد روزیسـت که دلواپسـم و بـد نگرانم /کوچه از رهگذر سرد غمت زار و گرفته ست /شب بی تابش ماه روی تو برده امانم
melodi
هم رازکویرم تب باران دارم. درسینه دلی شکسته پنهان دارم . برگوشه سنگ قبرمن بنویسید. من هرچه که دارم ازرفیقان دارم
melodi
تو دنیا از 3 آهنگ خوشم نمیاد بشنوم ! صدای کودکی را از بی مادری ، صدای مجرمی را از بی گناهی ، صدای عاشقی را از جدایی .
melodi
خداوندا اگر روزی بشر گردی ، ز حال من با خبر گردی ، و با چشمان خود نامردمی ها را بینی ، باز پشیمان می شوی از قصه ی خلقت ، از این بودن ، از این بدعت ، زمین و آسمان را کفر می گویی ، نمی گویی ؟