melodi
نمي خواهم بجز من دوست دار ديگري باشي/ نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فکر ديگري باشي/ نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند/ نمي خواهم کسي نامش به لبهاي تو بنشيند
melodi
ای مایه اصلی شادمانی.غم تو / خوشتر زحیات جاودانی .غم تو/ از حسن تو راز ها به گوش دل من / گوید به زبان بی زبانی .غم تو
melodi
اي کاش محبت اثري داشته باشد/ معشوقه ز عاشق خبري داشته باشد/ کو خنجر تيزي که شکافد جگرم را/ از بحر رفيقي که صفت داشته باشد
melodi
درین غــــربت ســـرا گــــم کـــرده خـــانـه/ غــــم مارا در اینجــــــا کس نــــــــدانـــــــه/ اگــــر دوستی بیـــــایــــد پیش رویـــــــــــم /کشــــم آهـــــــی ز بیــــــداد زمــــــــانـــــه
melodi
دلبرم اندر خیالم خود نمایی میکند /در فراقش ای دل من بینوایی میکند/ او برفت و پشت پا زد بر دل و دنیای من/ کار دل را بین که بهرش بیقراری میکند
melodi
ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم،/ بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم، /آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب، /نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب.
melodi
شبي غم با دل من گفتــگو کرد/ مــرا با چشـمهـايت روبــــرو کرد /دلم مي گفت : هرگز عاشقت نيست/ ولي دست دلم را گريه رو کرد
melodi
من گذشتم زخود وبی خود وتنها گشتم /درسراپرده ی شب محو تماشا گشتم/ آدم ساده دلی بودم و حالم خوش بود/ ناگهان دیدمت و عاشق لیلا گشتم
melodi
از سر زلف يار ميترسم /دل ندارم ز مار ميترسم /در وصال از فراق مينالم/ با گل از جور خار ميترسم
melodi
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود/ ورنه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود/ من دیوانه چو زلف تو رها می کردم/ هیچ لایقترم از حلقه ی زنجیر نبود
melodi
میدانم از خود خواهی است که تو را برای خود می خواهم و تو هم انقدر رئوفی که خود را متعلق به همه میدانی . . . !
melodi
سکوت و خلوت بغض شبانه/ چه دلگیر است بی تو حجم خانه/ تو رفتی و دلی دارم که هر دم/ برای گـــریــــه می گیرد بهانه . . .
melodi
در سایه دلشکستگی پیر شدم/ غم خوردم و با غمت نمک گیر شدم/ تا امدم اشنای قلبت باشم/ گفتی که من از غریبه ها سیر شدم . . .
melodi
شب است و دلم از غم گرفته/دلم از دوریت ماتم گرفته/ برای قلب من خورشیدی اما/مرا قلب تو دست کم گرفته
melodi
در فراقت آهنگ قلبم در غم است / بی صدا می خندم اما روزگارم درهم است . . .