melodi
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن/ زغمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن/ تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری/ شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
melodi
خداوندا دلی دارم عطش سوز/ که نه در شب بود تابش نه در روز/ ز بعد مرگ من ای آتش عشق /کنار گور من شمعی بیفروز
melodi
اگه شدم عاشق تو نزار كه بي تاب بمونم/ لالايي شبام تويي نزار كه بي خواب بمونم/ دارم برات شعر مي خونم شايد به يادم بموني /فقط يه چيز ازت مي خوام هميشه عاشق بموني
melodi
قلبی که به یک لحظه دو عشق بپذیرد، /بگذار چنین قلب ز اندوه بمیرد/بی عشق و محبت نتوان زیست ولیکن... /یک دل نتواند دو محبت بپذیرد.
melodi
خداحافظ برای تو چه آسان بود/ ولی قلب من از این واژه هراسان بود/ خداحافظ برای تو رهایی داشت /برای من غم تلخ جدایی داشت
melodi
من را تو به راه عشق خواندی ممنون/ از بابت عشق دل ستاندی ممنون/ حتی به رقيب اگر مرا بفروشی /با من دوسه روز از اينکه ماندی ممنون
melodi
حتی اگر از غم جفا پیر شود/ لعنت به دلم اگر زتو سیر شود/ آنقدر برای تو غزل خواهم گفت/ تا قصه عشق ما جهانگیر شود
melodi
در نگاهت خوانده ام غرق تمنایی هنوز/ گرچه در جمعی ولی تنهای تنهایی هنوز/ بی تو امشب گریه ام با من غریبی می کند/ دیده در راه است چشمانم که باز آید هنوز
melodi
خرم آن روز كزين غمكده پرواز كنم /از پس مرگ، حياتي دگر آغاز كنم/ باغ جان پر گل و من خسته به زندان تنم/ زندگي يابم اگر پنجره اي باز كنم
melodi
بازيچه دست يار بودن عشق است/ در پنجه غم شكار بودن عشق است/ در محكمه اي كه يار باشد قاضي /محكوم طناب دار بودن عشق است
melodi
ناله كردم آفتاب اي آفتاب/ بر گل خشكيده اي ديگر نتاب /تشنه لب بوديم او ما را فريفت/ در كوير زندگاني چون سراب
melodi
بازيچه دست يار بودن عشق است/ در پنجه غم شكار بودن عشق است /در محكمه اي كه يار باشد قاضي/ محكوم طناب دار بودن عشق است
melodi
تا شیفته طلعت نیکوی تو گشتم /از خاک نشینان سر کوی تو گشتم /صد گونه سخن گفت به من با لب خاموش/ تا همسخن چشم سخنگوی تو گشتم
melodi
دستهايت تكيه گاهم بود و نيست/ عشق تو پشت و پناهم بود و نيست/ حيف!ان وقتی كه عاشق شد دلم /چيز سبزی در نگاهم بود و نيست