melodi
جهــــان را یخ گــــرفت از آه ســــــــــــردم /زمیــــن لـــرزید از این فـــــــــریـاد و دردم/ در اینجـــــا در مـــزار بیکســــی هـــــــــــا/ همیشــــــه گــــریه کــــردم گــریه کــــــردم
melodi
دارم از تو مینویسم تو یه روز سرد برفی............ قلمم نمینویسه میگه تو نداری حرفی
melodi
چه خوش است در هوايت به دمی نفس /چه خوش است بی نهايت شدن و ز دل پريدن /گل باغ آسمانی،دل من هوای تو کرده/ دم آخرم بيا تو چو دلم نوای تو کرده
melodi
سپیده سر زد و مرغ سحر خواند/ سپهر تیره دامان زرافشاند/ شبی گفتی به آغوش تو ایم/ چه شب ها رفت و آغوشم تهی ماند
melodi
کاش قلبم درد تنهایی نداشت ،/ چهره ام هرگز پریشانی نداشت/برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت/کاش می شد راه سرد عشق را/ بی اختیار پیمود و قربانی نداشت
melodi
به عشق گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولی وقتی به تنهایی گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم موندو همدم و مونسم شد
melodi
عاشق شدن مثل دست زدن به آتیش می مونه . پس سعی کن تا وقتی که جراتش رو پیدا نکردی هیچ وقت بهش دست نزنی اما اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو داشته باشی که تو دستهات نگهش داری
melodi
کاش خبر از این دل تنگم داشتی / کاش خبر از غصه و آهم داشتی/ این دل شده مبتلا به تو ای دوست / کاش مرهمی برای دردش داشتی . . .
melodi
هیچ کدوممون نمی تونیم به دلمون یاد بدیم که هیچ وقت نشکنه ! ولی حداقل می تونیم بهش یاد بدیم که وقتی شکست لبه ی تیزش دست اونی رو که شکستتش رو نبره ...
melodi
روزي مردي , عقربي را ديد که درون آب دست و پا مي زند . او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد , اما عقرب بار ديگر او را نيش زد . رهگذري او را ديد و پرسيد:”براي چه عقربي را که نيش مي زند , نجات مي دهي” . مرد پاسخ داد:”اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اين است که عشق بورزم
melodi
نه انگار نمیخواهد بگذرد روزهای انتظار /باید همیشه همین باشم ، یک عاشق بی قرار /انتظار و بی قراری نیز با تو شیرین است /کار هر روز و هر شب من همین است
melodi
ببین که قلبم از آن روز که تو آمدی ، چه حالی دارد ، تو که در قلب منی ببین چه هوایی دارد ، به چشمانم نگاه کن و ببین چه دنیایی دارد ، بیا در آغوشم و حس کن که وجودم چه التهابی دارد قلبم چه تپشی دارد ، وای که خودم نیز نمیدانم چه حالی دارم میدانم تو نیز حال مرا داری ، اما هنوز هم باور نداری که چه جایگاهی در قلبم داری
melodi
از صورتم این قافیه را بردارید/ دل این تومور اضافه را بردارید /با عشق هنوز زنده هستم لطفا /از روی من این ملافه را برداید
melodi
من بی تو...مگر...مگر منی بی تو هست /از زندگــی بدون تو شستــــم دست /می خواستم از دست خودم بگریزم /مرگ آمد و بند کفشهــــایم را بست
melodi
این ویرانه قلبم را که خودت با دستهای خودت ویرانه کردی آباد کن و دوباره مرا که همان کویر تشنه و بی جانم را از باران عشقت سیراب کن