melodi
گرید و سوزد و افروزد و نابود شود /هر که چون شمع بخندد به شب تار کسی/ بی گمان دست در اغوش نگارش ببرند/ هرکه یک بوسه ستاند ز لب یار کسی
melodi
قدیمی و طلا چاپی تو ای دل/ میان عاشقان تاپی تو ای دل/ صدایت رونق تالار عشق است/ مگر موسیقی پاپی تو ای دل
melodi
دگر از خندۀ دلها خبر نیست/ لبی از چشمه ای احساس تر نیست/ مگر جز کوچۀ بُن بست این شهر/ بسوی زندگی راه دگر نیست
melodi
آنها که اسیر عشق دلدارانند/ از دست فلک همیشه خونبارانند/ هرگز نشود بخت بد از عشق جدا/ بدبختی و عاشقی مگر یارانند
melodi
امروز برای من شرابی ای عشق/ هرچند که از پایه خرابی ای عشق/ یک لحظه اگر حال خوشی می بخشی/ یک عمر برای دل عذابی ای عشق
melodi
عشق زيباست اما غم دارد/ عشق زيباست اما دل را مي سوزاند/ عشق زيباست اما نفسهاي خسته /، ديگر تاب تحمل غمش را ندارد/ عشق زيباست اما ديوانگي هم عالمي دارد
melodi
تو یه حرف تازه بودی واسه من/ قصه ی دو نیمه و یکی شدن/ تو به عشق، یه معنی تازه دادی/ تپش یه قلب و گرمای دو تن
melodi
می دونم دلت گرفته ؛ من برات سنگه صبورم/ چی شده تنها نشستی ؛ مثل تو از همه دورم /واسه من زندگی سرده ؛ نکنه تو هم غریبی /کاش می شد اشکهات و پاك کرد؛بمیرم تو هم بریدی؟
melodi
گفتم امروز هوا سرد بوده است /شايد موعد قرار تغيير کرده است/ خنديد به سادگيم آيينه و گفت/ احساس پاک تو را زنجير کرده است
melodi
عمريست زمانه درعذاب من وتوست/ گرماي زمين ازالتهاب من و توست/ آن قصه که کهنگي ندارد هرگز/ سوگند به عشق انتخاب من و توست.
melodi
در چشم تو التماس را میبینم/ گلهای سپید یاس را میبینم/ پژواک صدای عشق در چشم توبود/ من چهره انعکاس را میبینم
melodi
من عاشق آن ديده چشمان سياهم/ بيهوده چه گويم که پريشان نگاهم/ گر مستي چشمان سياه تو گناه است/ من طالب آن مستي و خواهان گناهم...