melodi
شب نيست که آهم به ثريا نرسد/ از چشم ترم آب به دريا نرسد/ ميميرم از اين غصه که آيا روزي /ديدار به ديدار رسد يا نرسد
melodi
نمی ترسم زمردن یا جدایی/ از آن ترسم سر قبرم نیایی/ زخاکم غنچه ایی غمگین در آید/ بگویید صد فغان از بی وفایی
melodi
ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم،/ بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم،/ آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب،/ نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب.
melodi
آنکه دستور زبان عشق را /بی گذاره در نهاد ما نهاد/ خوب می دانست تیغ تیز را/ در کف مستی نمی بایست داد
melodi
عشق با نیم نگاهت ازلی ست/راز چشمان تو ضرب المثلی ست. ولی افسوس ترافیک دلت. مشکل جاده بین المللی ست
melodi
من و بخت و شادی و غم با هم/ کردیم سفر به ملک هستی ز عدم /چون نوسفران ، به نیمه ره بخت بخفت/ شادی ره خود گرفت ، من ماندم و غم
melodi
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود /عشق دیرین گسسته تار و پود /گرچه آب رفته باز آید به رود/ ماهی بیچاره اما مرده بود
melodi
مرگ من روزی فرا خواهد رسيد /در بهاری روشن از امواج نور /در زمستانی غبار الود و دور/ يا خزانی خالی از فرياد و شور
melodi
در پشت نگاهت غزلی طوفانیست/ عشقست که در چشم خوش تو جاریست/ تو جمله ترنمی اگر ز من می شنوی /از بس که نگاه ساده ات بارانیست
melodi
شعری که جوشید از دلم اینبار باشد مال تو/ احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو/ از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم/ پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو
melodi
من آن دیوانه ی خیره به راهم/ نشسته عشق در سمت نگاهم /چنان عاشق شدم بر روی ماهت/ که گم کردم زمان و سال و ماهم