melodi
لامارتین شاعر فرانسوی میگه : تو را دوست دارم بدون هیچ علتی ، محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا .
melodi
در گریز ناگزیر لحظه ها ، طاقتم از دوریت فرسوده شد / قلب من در این کبود تلخ و سرد از فراقت بارها پژمرده شد .
melodi
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر می زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می گیرد.
melodi
شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم خداحافظ / ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ/ و این یعنی در اندوه تو می میرم/ در این تنهایی مطلق که می نندد به زنجیرم/ چگونه بگذرم از عشق ، از دل بستگی هایم/ چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم؟/ خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزلخوانی ، خداحافظ/ به پایان آمد این دیدار پنهانی ، خداحافظ/ بدون تو گمان کردی که می مانم خداحافظ / ولیکن بعد تو می میرم خداحافظ/بدون من یقین دارم که می مانی / خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ
melodi
به چه می خندی تو؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به چه چیزی؟ به شکست دل من یا پیروزی خویش؟ به چه می خندی تو؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟ یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه می خندی تو؟ به دل ساده من می خندی؟ که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟ خنده دار است بخند .
melodi
دیگر در این قمار نباید زیان دهم / بگذار در جدا شدن از یار جان دهم / همچون نسیم می گذرد تا به رفتنش / چون بوته زار دست برایش تکان دهم .
melodi
دل بی تو درون سینه ام می گندد /غم از همه سو ، راه مرا می بندد /امسال بهار بی تو یعنی پائیز /تقویم به گور پدرش می خندد . . .
melodi
من بلد نیستم از عاطفه خالی باشم/ بگذارید که مجنون و خیالی باشم /تو به نو بودن خود فکر کن و راحت باش /دوست دارم که قدیمی و خیالی باشم
melodi
با آمدنت بهانه پیدا شده است / خورشید میان خانه پیدا شده است / ما نیم نظر چشم به هم دوخته ایم / یک لحظه ی شاعرانه پیدا شده است
melodi
هرچند که دور از عشق بازی هستیم / اما به رضای عشق راضی هستیم / بر فرض که این مسئله هم حل بشود / ثابت شده ما دو خط موازی هستیم .
melodi
با عشق به من به من خيانت کردی /دل دادم و تو رد امانت کردی /رفتی و چه آسوده ز من دل کندی /هر دو قلمت خورد اگر برگردی !! ...
melodi
هر که را دیدم خيانت کرد و رفت /هر که با من بود یار من نبود /هر که آمد بر دلم زخمی گذاشت /خود ندانستم از این غمها چه سود
melodi
خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ، خیانت می تواند دروغ دوست داشتن باشد ، خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ، خیانت می تواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد . (شکسپیر)
melodi
حیران شده ی گریه ی پنهانی خویشم /آرامشی از لحظه ی طوفانی خویشم /پنهان شدی و فکر خيانت به سرم زد /شرمنده ی این حالت شیطانی خویشم ..