melodi
خيانت کرده ای آری ولی گویم نفهمیدی بدی از کار من بوده که تو اینگونه رنجیدی ز تو قدیس تر هرگز ندیدم من به جان تو تو گریه می کنی اما گمانت هست که خندیدی وفا را من ز تو دیدم به اسم بی وفائیها همین بود آنجه من کردم همان بود آنچه تو دیدی چرا بازی کنی با من خيانت از توئی هرگز فقط یک لحظه دور از من به یک بیگانه خندیدی ...
melodi
خيانت دیدم وُ گفتم : تلافی می کنم من هم اگر با دیگری باشم؛ سبک تر می شود دردم خيانت کردم اما تو؛ ز من با طعنه پرسیدی : چرا با اینکه بیزاری دچار ترس و تردیدی؟ خيانت کردی و چون ابر؛ به شَکَّم گریه باریدم خيانت کردم وُ اشکی به چشمانت نمی دیدم تلافی کردم و دردی فزون گردیده بر دردم درونت از غمم خالیست ؛ خيانت من به خود کردم گناهت گردنم مانده ؛ چه تاوانی که پس دادم چه کردم با خیالاتم ؛ نخواهد رفت از یادم .
melodi
به نامردمان مهر کردم بسی/ نچیدم گل مردمی از کسی/ بسا کس که از پا در افتاده بود /سراسر توان را زکف داده بود/ به حیلت گری خنجر از پشت زد /بخونم ز نامردی انگشت زد .
melodi
مرا هرگز نباشد بیمی از مشت/ برادر جان مرا نامردمی کشت/ فتوت پیشه خندد روی در روی /زند نامرد ناکـــس خنجر از پشت
melodi
عشق گلی است که اگر آن را به قصد تجزیه و تحلیل پرپر کنید ، هرگز قادر نخواهید بود که آن را دوباره جمع کنید .