melodi
روزم سپری شد به امیدی که شب آید... شب آمد و دیدم به دلم تاب و تب آمد... ای دوست دعا کن من بیچاره مبادا... در حسرت دیدار تو جانم به لب آید...
melodi
حافظ ز چشمان قشنگ تو غزل ساخت. هرکس که تورا دید به چشمان تو دل باخت... نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت... دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت...
melodi
تو جمع جفا و فتنه و رنج... منم درمانده و منهای زر و گنج... سراپا من وفایم بخش بر دو... تو بی مهر و وفایی ضربدر پنج
melodi
هیچ وقت نذار دیگران رو از وجود خودت محروم کنی ، هیچ وقت خودتو از خودت پنهون نکن ، اینو یادت باشه هرچه قدر هم بد باشن هرچه قدر بدی کرده باشند ، روحی به نام روح خدا درونشون شناوره ، یه روح مثبت که با همه بدی هاشون اونا رو به سمت قشنگی می کشونه ، پس هیچ وقت برای خوب بودن و خوبی کردن دیر نیست !
melodi
پیش بی درد دمی صحبتی از درد مکن ، شاخه سبز دلت را به خطا زرد مکن ، مرد اگر نیست در این شهر ولی کوه که هست ، تکیه بر کوه کن و تکیه بر نامرد نکن .
melodi
بی نگاه عشق مجنون لیلی نداشت ، بی مقدس مریمی دنیا مسیحایی نداشت ، بی تو ای شوق غزل آلوده ی شب های من ، لحظه ای حتی دلم با من هم آوایی نداشت .
melodi
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم /گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم /گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند /گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم
melodi
نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کند
melodi
بعضی ها وقتی کاری داشته باشند دوستت هستند بعضی ها وقتی گیر می کنند دوستت هستند بعضی ها نیستند و وقتی هم هستند بهتر است نباشند بعضی ها نیستند و ادای بودن در می آورند بعضی ها در عین بودن هرگز نیستند بعضی های دیگر هم به طور کلی هستند ولی آدم نیستند آنهای دیگری هم که آدم هستند نیستند
melodi
از خدا پرسيدم دوست داريد بندگانتان چه بياموزند؟ گفت: "بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند، عاشقشان باشد" "بياموزند كه انسانهايي هستند كه آنها را دوست دارند اما نمي دانند كه چگونه عشقشان را ابراز كنند..."
melodi
خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد... خسته شدم بس که تنها دویدم... اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن... می خواهم با تو گریه کنم ... خسته شدم بس که... تنها گریه کردم... می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...خسته شدم بس که تنها ایستادم
melodi
باز هم غم عشق و ناله جدایی در من فغان کردنمی دانم آیا آب عشقی پیدا خواهد شدکه این آتش را در من خاموش کندگر این آب پیدا نشد این آتش در من چه خواهد کردمرا خواهد سوزاندولی من از خدا می خواهم که این آتش آتش عشق تو باشدخدایا! ما اگر بد کنیم،تو را بنده های خوب بسیار است، تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست ؟
melodi
ای دلم زهر جدایی را بخور/ چوب عمری بی وفایی را بخور/ ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت / خنده دای برا خاطراتت کرد و رفت/ من که گفتم این بهار افسردنی است / من که گفتم این پرستو رفتنی است/ آه عجب کاری بدستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل . . .
melodi
دل هیچکس نمیسوزد به حال غمناکم / مگر سوزد همان شمعی که میسوزد سر خاکم ./ غم دریا دلان را با که گوییم / کجا غمخوار دریا دل بجوییم/ دلم دریای خون شد در غم دوست / چگونه دل از این دریا بشوییم