melodi
شبی تا صبح تنها گريه کردم/ تمام سوز دل را گريه کردم/ سوار موج دريا بودی ای ماه!/ کنارت روی شنها گريه کردم
melodi
جهــــان را یخ گــــرفت از آه ســــــــــــردم /زمیــــن لـــرزید از این فـــــــــریـاد و دردم/ در اینجـــــا در مـــزار بیکســــی هـــــــــــا/ همیشــــــه گــــریه کــــردم گــریه کــــــردم
melodi
دیشب کلام نقره ی نازت عجیب بود/ با من که آشنای تو بودم ، غریب بود/ بود و میهمان و تو و ماه و آسمان/ زیبا خیال می کنم او یک رقیب بود
melodi
باز هم قلبي به پايم افتاد /باز هم چشمي به رويم خيره شد /باز هم در گير و دار يك نبرد/ عشق بر قلب سردي چيره شد
melodi
دارم از تو مینویسم تو یه روز سرد برفی............ قلمم نمینویسه میگه تو نداری حرفی
melodi
چه خوش است در هوايت به دمی نفس /چه خوش است بی نهايت شدن و ز دل پريدن /گل باغ آسمانی،دل من هوای تو کرده/ دم آخرم بيا تو چو دلم نوای تو کرده
melodi
حس نفست، گرمی سرمای من است/ لمس بدنت،وسعت گرمای من است/ این روشنی چشم پر از رِوًيايت/ فانوس غزل نمای شبهای من است
melodi
سه غم آمد به جانم هر سه یک بار/ غریبی و اسیری و غم یار/ غریبی و اسیری چاره دارد/ غم یار و غم یار و غم یار
melodi
دلم گر قصه گوید ، اینک آن گوش/ لبم گر بوسه خواهد ، این لب نوش/ اگر شب زنده دارم ، این سر زلف /چو خوابم در رباید ، اینک آغوش
melodi
سپیده سر زد و مرغ سحر خواند/ سپهر تیره دامان زرافشاند/ شبی گفتی به آغوش تو ایم/ چه شب ها رفت و آغوشم تهی ماند
melodi
شکفتی چون گل و پژمرده ای از من /خزانم دیدی و آزردی از من/ به آوردی ، وگرنه با چنین ناز/ اگر دل داشتم می بردی از من
melodi
تا مرد به تیغ عشق بی سر نشود.... اندر ره عشق و عاشقی بر نشود...... هم یار طلب کنی و هم سر خواهی...... آری خواهی ولی میسر نشود
melodi
گل بود سر تا سر باغش ندیدم خار عشق/ لاله ها بی داغ میرویند از گلزار عشق/ بر دهان خویش تا کی مهر خاموشی زنم /محرمی کو تا بگویم اندک از بسیار عشق
melodi
یار بی ما نیست ما از یار دوریم ای دریغ/ او به ما نزدیک و ما بسیار دوریم ای دریغ/ دل پر از درد است و از دلبر جدایی ای فسوس/ سینه سرشار غم از غمخوار دوریم ای دریغ
melodi
اگر باغ نگاهم پر ز خار است، گلم تاراج دست روزگار است به چشمانت قسم، با بودن تو، زمستاني ترين روزم بهار است .