melodi
تا ما بسر کوی تو آرام گرفتیم ...........اندر صف دل سوختگان نام گرفتیم .....در آتش تیمار تو تا سوخته گشتیم...............در کنج خرابات می خام گرفتیم
melodi
آن که باز آید مرا از غم رها سازد تویی /درد این آوارگی از تن رها سازد تویی/ اگر خانه دل را ویرانه کرده دست غم /آن که این ویرانه را از نو بنا سازد تویی
melodi
آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد/ هر که نوشید از آن در نظر عام افتاد/ قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق /نوش کردیم،چه نوشی،چه سرانجام افتاد
melodi
چه عاشقانه آمدی چه عارفانه می روی /چه بابهانه آمدی چه بی بهانه می روی/ برای قتل عاشقان تو در لباس شاعران/ چه صادقانه آمدی چه ماهرانه می روی
melodi
هر آنکس عاشق است از جان /عاشق از کنده و زندان نترسد/ دل عاشق بود گرگ گرسنه/ که گرگ از هی هی چوپان نترسد
melodi
دل،جز ره عشق تو نپويد هرگز/ جز محنت و درد تو نجويد هرگز /صحراى دلم عشق تو شورستان كرد /تا مهر كسى دگر نرويد هرگز
melodi
شب شد و مرگ عاشقی يواش و بی صدا مياد/ حس غريب بی كسی به مهمونيم ميخواد بياد /شب شد و اشكام ميريزه بی تو به روی پيرهنم/ تنها كسی كه اشكاشو فقط خدا ديده منم
melodi
دلم را تیر عشقش زیرورو کرد/ به یک آنی گذشتو بی امان کرد/ به امیدش به دل هردم دهم جان /که قدری فرقت او گردد آسان
melodi
دفتر قلب كه در سينه پر از خاك شده/ زود بردار كه اين نامه به طومار نوشت/ دفتر و باز بكن خاك ز تن بيرون كن /خدا وصل در اين دفتر دفتر عشاق نوشت/ عاشقان بر دل خود نام دگر راه مديد/ كه در اين نامه يه نام است ، كه معشوق نوشت
melodi
روي برگي كه به جانم زده بودند نوشت/ نوبت عشق شد اي جان ، به كجا بخت نوشت/ برگ اين نامه ي شيرين دل تاريكم بود/ كه قلم دست گرفت و نام معشوق نوشت
melodi
هر طرف در اين دلم نام تو را حك كرده ام/ با يه دنيا عشق بر بام دلم گل كرده ام/ قصه ي عشق تو را در هر كتابي ديده ام /در به در در گوش دنيا نام تو بشنيده ام