melodi
ترسم آخر در کنارم خسته و آزرده گردی/ با همه خوبی و پاکی در خزان پژمرده گردی/ می روم تا نشنوم آواز باران دو چشمت/ می روم چون می هراسم شعله ای افسرده گردی
melodi
به چشمم اشك شادي حلقه بسته/ دلم در حلقه غم ها نشسته/ لبم بي نغمه مانده سينه پر درد/ زبانم بسته و سازم شكسته
melodi
عاشق و چشم انتظاری/ پاک و روشن چون بهاری/ هرچه گفتم باورت شد/ حیف از احساسی که داری
melodi
با چشمک یک ستاره عاشق شده بود .... با ساده ترین اشاره عاشق شده بود... شب رفت و ستاره اش به فردا پیوست .... افسوس که او دوباره عاشق شده بود
melodi
مکن مستم که هوشيار تو هستم/ مکن خوابم که بيدار تو هستم /ميان خواب و بيداری جهانی است/مکن ترکم که غمخوار تو هستم
melodi
عاشقی چیزی برای هدیه نیست/ طرح دریا و غروب و گریه نیست/ عاشقی یک کلبه ی ویرانه نیست/ صحبت از شمع و گل و پروانه نیست/ عاشقی تنهای تنها یک تب است/ بی تو مردن در سکوت یک شب است
melodi
دستهايت تكيه گاهم بود و نيست/ عشق تو پشت و پناهم بود و نيست/ حيف! آن وقتي كه عاشق شد دلم /چيز سبزي در نگاهم بود و نيست /عشق اين سرمايه بازار دل/ آب اين روي سياهم بود و نيست/ ياد آن ايام مشتاقي بخير/ عاشقي تنها گناهم بود و نيست
melodi
تن پاکش پر از گرماي تب بود/ تمام روز او انگار شب بود/ بدون ليلي اش در حال مردن /کمي آواره و مجنون لقب بود