melodi
عشق يعني حسرت پنهان دل/ زندگي درگوشه ويران دل/ عشق يعني سايه اي دريك خيال/ ارزويي سركش وگاهي محال
melodi
شب بود و دلی که بی تو پرپر می زد /چون شاپرکی میان شب پر می زد/ کم کم سرکی کشید غم بر دل من /بیچاره دلم دو دست بر سر می زد
melodi
طوری که دل تو خواست باشم نشدم/ دلخواه دل تنگ خودم هم نشدم /حوا تو به خانه بهشتی برگرد/ من هم متاسفم که ادم نشدم
melodi
سينه ام یک دفتر تا خورده است/ واژه هايش،خيس و سرد و مرده است/ من نميگويم ولی انصاف نيست/ بی خبر شخصی دلم را برده است
melodi
سرد است تبی که در تنم افتاده/ نام چه کسی از دهنم افتاده؟/ یک روز یقینا خفه ام خواهد کرد/ دستی که به دور گردنم افتاده
melodi
عشق تو سراب است،عزيزم برگرد/ اين خواهش اب است،عزيزم برگرد/ تصميم گرفتهای ازين راه روی/ اين جاده خراب است،عزيزم برگرد
melodi
جان غمگين،تن سوزان،دل شيدا دارم/ آنچه شايسته عشق است مهيا دارم /سوزدل،خون جگر،آتش غم،درد فراق/ چه بلاها که زعشقت من تنها دارم
melodi
شاید هنوز فرصت عصیان و مرگ هست/ در ذهن ابرهای درونم تگرگ هست/ بانوی دشت های قشنگی که سوختی/ عشق مرا به رهگذران می فروختی
melodi
دوست دارم شمع باشم تا که خود تنها بسوزم بـــر ســر بالينت امـشـب از غــم فــردا بســوزم
melodi
در ديده به جاي خواب آب است مرا /زيرا كه به ديدنش شتاب است مرا/ گويند بخواب تا به خوابش بيني/ اي بي خردان چه جاي خواب است مرا
melodi
در خلوت باغ عشق با داس مرو /با داس براي چيدن ياس مرو/ وقتي كه به ديدن دلم مي آيي/ با پاي برهنه روي احساس مرو