melodi
لیک دیگر پیکر سرد مرا/ میفشارد خاک دامنگیر خاک/ بی تو دور از ضربه های قلب تو/ قلب من میپوسد انجا زیر خاک
melodi
تو که بیگانه هستی با سپیدی/ تو که دلبستگی هامو ندیدی/ در این بازار داغ ناامیدی/ تو را باور کنم با چه امیدی
melodi
ای دوست چندیست که حالت غریبی داری /ای دوست دل پاک و نجیبی داری/ با وسعت دریای دلت میگویم/ با عشق شباهت عجیبی داری
melodi
یک چشم من در غم دلدار گریست /چشم دگرم حسود بود و نگریست/ چون روز وصال آمد او را بستم /گفتم نگریستی پس نباید نگریست
melodi
از طعنه جاهلان نخواهم ترسید /بر خنده این زمانه خواهم خندید /من بر سر عشق پاک خود میمانم /تا کور شود هر آنکه نتواند دید
melodi
من را تو به راه عشق خواندی ممنون/ از بابت عشق دل ستاندی ممنون/ حتی به رقیب اگر مرا بفروشی/ با من دوسه روز از اینکه ماندی ممنون
melodi
بر من و تو روزگاري رفت و عشقي پا گرفت/ عاقبت چرخ حسود اين عشق را از ما گرفت /بوسه هاي آتشين بر روي لبهامان فشاند/ آشنايي هاي ما رنگ جدايي ها گرفت !!
melodi
آن دوست که عهد دوستداری بشکست/ می رفت و منش گرفته دامن در دست/ می گفت که بعد از این به خوابم بینی/ پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست
melodi
گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست/ گفتم که مرا دوست نداری گله ای نیست /رفتی و خدا پشت و پناهت به سلامت/ بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست
melodi
وقتی از غربت ایام دلم می گیرد/ مرغ امید من از شدت غم میمیرد/ دل به رویای خوش خاطره ها می بندم /باز هم خاطره هاست دست مرا می گیرد .
melodi
آمدي با تاب گيسو تا كه بيتابم كني؟/ زلف يكسو زدي تا غرق مهتابم كني؟ /آتش از برق نگاهت ريختي بر جان من/ خواستي تا در ميان شعله ها آبم كني؟
melodi
دیــوار شــدند و روبرویـــــم بستند/ زنـــجیر به پــای آرزویـــــم بستند /شب در قفس شکسته ی پر دردی /تـــــا داد زدم راه گــــلویم بســــتند
melodi
عشق تو چرا خواست که رسوا باشم/ انگشت نمای خلق عالم باشم /حالا که گذشت قسمت این بود ولی /بی تو چه کنم ؟چه قدر تنها باشم