melodi
ای مرگ! بیا و جابجا کن ما را/ در خویش گره شدیم وا کن ما را /عمری ست که شبنشینِ رؤیای توایم/ از پشت ستارهها صدا کن ما را
melodi
چندی است که سخت از خودم لبریزم/ آن گونه که باید از خودم بگریزم /انگار که شیر آب هرزی هستم/ چکّه چکّه به پای خود می ریزم
melodi
بروای دل که دیگرنــــاندارم/ برای گریــــه هایت جـاندارم/ دراین خط عبوربی سرانجام /تومی خواهی برومن پاندارم
melodi
بازی عشق نه به این آسونیه /عشق هنوزم درد بی درمونیه /اون که تن می ده به راه عاشقی/ هم رها می شه و هم زندونیه
melodi
یک عشق عروج است و رسیدن به کمال/ یک عشق غوغای درون است و تمنای وصال /یک عشق سکوت است و سخن گفتن چشم/ یک عشق خیال است و خیال است و خیال
melodi
دانی که چها چها چها می خواهم؟/ وصل تو من بی سر و پا می خواهم./ فریاد و فغان و ناله ام دانی چیست؟/ یعنی که تو را تو را تو را می خواهم.
melodi
چرا وقتی كه راه زندگی هموار می گردد/ بشر تغییر حالت می دهد خون خوار می گردد/ به وقت عیش و عشرت می نوازد ساز بد مستی/ به وقت تنگ دستی مومن و دین دار می گردد!
melodi
کلامت گرم و شیرین چون ترانه /نگاهت دلفریب و شاعرانه /منم قایق به روی موج دریا /تویی ساحل ، تویی لطف کرانه
melodi
زان لحظه كه ديده بررخت واكردم/ دل دادم و شعر عشق انشاء كردم/ ني، ني غلطم، كجا سرودم شعري/ تو شعر سرودي و من امضاء كردم
melodi
آنکه دستور زبان عشق را /بی گذاره در نهاد ما نهاد/ خوب می دانست تیغ تیز را/ در کف مستی نمی بایست داد
melodi
به جرم اينكه خيلي ساده بودم/ به زندان دلت افتاده بودم/ اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ براي مرگ هم آماده بودم
melodi
شبي غم با دل من گفتــگو کرد/ مــرا با چشـمهـايت روبــــرو کرد /دلم مي گفت : هرگز عاشقت نيست/ ولي دست دلم را گريه رو کرد