melodi
شاید هنوز فرصت عصیان و مرگ هست/ در ذهن ابرهای درونم تگرگ هست/ بانوی دشت های قشنگی که سوختی/ عشق مرا به رهگذران می فروختی
melodi
دوست دارم شمع باشم تا که خود تنها بسوزم بـــر ســر بالينت امـشـب از غــم فــردا بســوزم
melodi
در ديده به جاي خواب آب است مرا /زيرا كه به ديدنش شتاب است مرا/ گويند بخواب تا به خوابش بيني/ اي بي خردان چه جاي خواب است مرا
melodi
در خلوت باغ عشق با داس مرو /با داس براي چيدن ياس مرو/ وقتي كه به ديدن دلم مي آيي/ با پاي برهنه روي احساس مرو
melodi
ترسم آخر در کنارم خسته و آزرده گردی/ با همه خوبی و پاکی در خزان پژمرده گردی/ می روم تا نشنوم آواز باران دو چشمت/ می روم چون می هراسم شعله ای افسرده گردی
melodi
به چشمم اشك شادي حلقه بسته/ دلم در حلقه غم ها نشسته/ لبم بي نغمه مانده سينه پر درد/ زبانم بسته و سازم شكسته
melodi
عاشق و چشم انتظاری/ پاک و روشن چون بهاری/ هرچه گفتم باورت شد/ حیف از احساسی که داری
melodi
با چشمک یک ستاره عاشق شده بود .... با ساده ترین اشاره عاشق شده بود... شب رفت و ستاره اش به فردا پیوست .... افسوس که او دوباره عاشق شده بود
melodi
مکن مستم که هوشيار تو هستم/ مکن خوابم که بيدار تو هستم /ميان خواب و بيداری جهانی است/مکن ترکم که غمخوار تو هستم
melodi
عاشقی چیزی برای هدیه نیست/ طرح دریا و غروب و گریه نیست/ عاشقی یک کلبه ی ویرانه نیست/ صحبت از شمع و گل و پروانه نیست/ عاشقی تنهای تنها یک تب است/ بی تو مردن در سکوت یک شب است
melodi
دستهايت تكيه گاهم بود و نيست/ عشق تو پشت و پناهم بود و نيست/ حيف! آن وقتي كه عاشق شد دلم /چيز سبزي در نگاهم بود و نيست /عشق اين سرمايه بازار دل/ آب اين روي سياهم بود و نيست/ ياد آن ايام مشتاقي بخير/ عاشقي تنها گناهم بود و نيست
melodi
تن پاکش پر از گرماي تب بود/ تمام روز او انگار شب بود/ بدون ليلي اش در حال مردن /کمي آواره و مجنون لقب بود
melodi
از کلام دلنشینت مست و شیدا میشوم /با نگاه نازنینت در تو پیدا میشوم/ هر شب و روز جلوهگر در سجدهگاهم میشوی /در حریم ساحل عشق موج دریا میشوم