melodi
آن که باز آید مرا از غم رها سازد تویی /درد این آوارگی از تن رها سازد تویی/ اگر خانه دل را ویرانه کرده دست غم /آن که این ویرانه را از نو بنا سازد تویی
melodi
آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد/ هر که نوشید از آن در نظر عام افتاد/ قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق /نوش کردیم،چه نوشی،چه سرانجام افتاد
melodi
چه عاشقانه آمدی چه عارفانه می روی /چه بابهانه آمدی چه بی بهانه می روی/ برای قتل عاشقان تو در لباس شاعران/ چه صادقانه آمدی چه ماهرانه می روی
melodi
هر آنکس عاشق است از جان /عاشق از کنده و زندان نترسد/ دل عاشق بود گرگ گرسنه/ که گرگ از هی هی چوپان نترسد
melodi
دل،جز ره عشق تو نپويد هرگز/ جز محنت و درد تو نجويد هرگز /صحراى دلم عشق تو شورستان كرد /تا مهر كسى دگر نرويد هرگز
melodi
شب شد و مرگ عاشقی يواش و بی صدا مياد/ حس غريب بی كسی به مهمونيم ميخواد بياد /شب شد و اشكام ميريزه بی تو به روی پيرهنم/ تنها كسی كه اشكاشو فقط خدا ديده منم
melodi
دلم را تیر عشقش زیرورو کرد/ به یک آنی گذشتو بی امان کرد/ به امیدش به دل هردم دهم جان /که قدری فرقت او گردد آسان
melodi
دفتر قلب كه در سينه پر از خاك شده/ زود بردار كه اين نامه به طومار نوشت/ دفتر و باز بكن خاك ز تن بيرون كن /خدا وصل در اين دفتر دفتر عشاق نوشت/ عاشقان بر دل خود نام دگر راه مديد/ كه در اين نامه يه نام است ، كه معشوق نوشت
melodi
روي برگي كه به جانم زده بودند نوشت/ نوبت عشق شد اي جان ، به كجا بخت نوشت/ برگ اين نامه ي شيرين دل تاريكم بود/ كه قلم دست گرفت و نام معشوق نوشت
melodi
هر طرف در اين دلم نام تو را حك كرده ام/ با يه دنيا عشق بر بام دلم گل كرده ام/ قصه ي عشق تو را در هر كتابي ديده ام /در به در در گوش دنيا نام تو بشنيده ام