OMID
کاش بودنها را قدر بدانیم به خـــــدا قسم نبودنها همین نزدیکیهاست …
OMID
احساس نبودنت تمام غزل هايم را تمسخر ميكند.... قافيه ها را بدون تو، بايد به دار كشيد....!!
OMID
تا دیروز من میگغتم دوست دارم باورت نمیشد.. امروز تو میگی دوسم داری من باورم نمیشه ...
OMID
عروسك جنگل سبز،عزيزك بارون وباد،اين دل ديونه ى من،خاطرتوخيلى ميخواد!!
OMID
سال هاپرسيدم از خود كيستم؟ آتشم؟شورم؟شرارم؟چيستم؟ ديدمش امروزدانستم كنون او بجزمن،من به جزاو نيستم.
OMID
من به آن مي ارزم كه دراين قربان گاه تو به دادم برسي تونجاتم بدهي ازغم بي هم نفسي تو به آن مي ارزي كه گريه بارانم رابه توتقديم كنم. تو به آن مي ارزي كه اسيرتو شوم وبه يمن نفست آنقدرزنده بمانم تاكه پير توشوم.
OMID
بدهکاریم به یکدیگر و به تمام "دوستت دارم" های نگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماندند و ما انها را بلعیدیم تا نشان دهیم منطقی هستیم...
OMID
من تورا بوسیدم... در عصری رویایی در هماغوشی مهتاب و نسیم ای سراسر اعجاز ای کتاب توحید من تو را بوسیدم... ب احساس قشنگی ک در آن بوسه نشست، قسم و ب پاکی اشکی ک در آن بوسه چکید ای سرآغاز حیات همرهت خواهم ماند...
OMID
اگه عاشقی، سعی کن به عشقت برسی چون وقتی بره دیگه رفته. اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی. چون تلخترین شیرینی روزگاره
OMID
چــه کسي ميگويد دوري ســـردي مي آورد؟ وقتـــي که هنوز با يـــادت بنــد بنــد وجـــودم گـرم مي شود. . .
OMID
زندگی ام را تنهائی برداشته و دستهایم بی دستهایت هر شب هدر می روند
OMID
حال و روزی دارم و دورانی از درد و نیاز چون خماری که توانش در نیازش سر شده. آخر کار من و افکار من معلوم نیست آنچه معلوم است پایان همین امروز بود مثل هر شب مست و بی خواب و خراب انتظار.
OMID
اگـــر می دانستی کــه چقدر دوستتـــ دارمـــ نگاهتـــ را تــا ابد بر من می دوختیــ تــا من بر سکوتـــ نگـــاه تـــو رازهــای یکـــ عشـــق زمینی را بــا خــود بــه عرش خــداوند ببــرمـــ
OMID
نفرین به تو فاصله... از اینجا تا ثریا هم باشی ، من عاشق همانم که در ثریا معشوقش منم... ای فاصله ... مرگ بر تو !