واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
گفتم: حتما رای میدم - اگه خدا بخواد- و پشتِ اونی که به خاطره اینکه #ازش-خواستن ، اومده رو خالی نمیکنم! وگرنه چند سالِ بعد دیگه کسی آبروش رو نمیذاره وسط و به خاطره ملت کاری نمیکنه!
به عشق ایمان دارم به زندگی به لذتِ بی نهایتِ خوابِ صبحهایِ بهار به سرخیِ یک انارِ ترکیده در دستهایِ کودکی یا به صدای آوازِ دورِ یک باغبان به طبیعت به انگیزه ی یک برگ به آویختن به تقدیرِ سبزِ یک درخت به پیوستگیِ فصل ها به تردیدِ دشت به باران و به اعتقادِ راسخ قطره به دریا من مثلِ یک کبوتر به آسمان و پرواز و به آفتاب ایمان دارم به جریانِ آرام یک رودِ در آرزویِ تلاطم و تلاطم یک روز و به روز ایمان دارم و افسوس صد افسوس به حالِ آن کسی ، که مثلِ یک شکارچی به تفنگ و به مرگ و به افتادن و به شب و به تاریکی اعتقاد دارد
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 4 ساعت و 33 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی