واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
دلم کسي را ميخواهد کسي که از جنس خودم باشد دلش شيشه اي ،گونه هايش باراني دستانش کمي سرد، نگاهش ستاره باران باشد دلم يک ساده دل ميخواهد ... بيايد با هم برويم نميخواهم فرهاد باشد کوه بتراشد ميخواهم انسان باشد نميخواهم مجنون شود سر به بيايان بگذارد ميخواهم گاهي دردم را درمان باشد شاهزاده سوار بر اسب سفيد نميخواهم غريب آشنايي ميخواهم بيايد با پاي پياده قلبش در دستش باشد چشمانش پر از باران باشد کلبه کوچک را دوست دارم اگر اين کلبه در قلب او باشد !!!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 11 روز و 4 ساعت و 38 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی