دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

گـلـپــری
tumblr_logeaifobr1qbskx5o1_500_large.jpg گـلـپــری
در دوره

من دارم، که در این است نه در ان بالاها ، ، چهره اش گاهگاهی می گوید، با کوچک من، ساده تر از سخن من. . . او مرا او مرا ، او مرا

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
fwk-carpenter-fig16_001.jpg گـلـپــری
در دوره

مانند بازی است، قبل از حرکت کاملاً کنید ... (چارلز باکتون)

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
sardar.jpg گـلـپــری
در دوره

کسی برای کار نجّاری به منزل مرحوم حضرت آیت الله اراکی رفته بود و در حین کار، از ایشان نصیحتی خواسته بود. آقای اراکی گفته بودند: تو که بر اساس حرفه خود برای خانه های مردم در می سازی، یک در نیز برای خودت بساز که و وارد آن نشود.

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
2a67c8e39073f972d2a43ded45b0e7de7f10d58f.jpeg گـلـپــری
در پاییز

بعضی آهنگها و ترانه ها برای گوش دادن ساخته نشده اند ... اونها بوجود اومده اند برای کمک کردن به آدمها برای " یک دل سیر گریه کردن " از ته تو هوای سرد ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

به @•– - Mαт - – یه انگشت نشون می دن می گن این چندتاست؟ می گه یکی ... بعد ده تا انگشت بهش نشون می دن می گن این چندتاست؟ می گه: وای! چقدر یک!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

@•– - Mαт - – داشت سر کلاس چیزی می خورد، معلم پرسید چی می خوری؟ @•– - Mαт - – گفت: نمی خورم! آلو خشک رو گذاشتم توی دهانم تا خیس شه زنگ تفریح بخورم! ( از دست @•– - Mαт - –)

آناهیتا
آناهیتا

حال و روز تو را و دلتنگی های سال به سال تو را و تردید های تو را که ضرب در عشق کنیم و به توان دلواپسی برسانیم تازه می شود من مهدیه لطیفی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آناهیتا
آناهیتا

نمی دانم توی این دنیای شلوغ چه خبر است نمی دانم جنگ جهانی اول یا دوم چند تا خدا را کشت نمی دانم رنگ چشم ها در آفتاب واقعی تر است تا تاریکی من اما خیلی چیزها می دانم مثلا اینکه هر چیزی نوشتن ندارد تو اما مجبوری همه شان را بخوانی و باور کنی دیوانه ای دوستت دارد مهدیه لطیفی

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

@بانو جاسمین میره کتابخونه کتابش رو پس میده… خانم کتابدار میگه: خوب کتابش جالب بود؟ @بانو جاسمین میگه والا شخصیت زیاد داشت، داستان خاصی هم نداشت… کتابداره میگه: ای وای پس این شما بودین دفترچه تلفن منو برده بودین؟ (از دست این @بانو جاسمین )

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

قاضی به @بانو جاسمین میگه: چرا با سر زدی توی صورت @آقـا اَمـیـن ؟ @بانو جاسمین : جناب قاضی! خودش می‌خواست، هر وقت من را می‌دید، می‌گفت یک سری به ما بزن!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

@بانو جاسمین می ره امتحان رانندگی، افسر بهش می گه حرکت کن. @بانو جاسمین می زنه دنده عقب! افسر میپرسه چرا دنده عقب می ری؟ می گه می خوام خیز بگیرم!

آقـا اَمـیـن
Lop Lop.gif آقـا اَمـیـن

@◕‿◕ YASAMAN ◕‿◕ لپ لپ اینم از این لپ لپ که گفتی میخوام

این ارسال را بازنشر کرده است.
بانو جاسمین
بانو جاسمین

تو را نمی بخشم نمی بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی بخاطر دلی که برایم شکستی بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی

این ارسال را بازنشر کرده است.
بانو جاسمین
بانو جاسمین

وقتی در ایوان دلتنگی هایت می نشینی وقتی که پشت یک پنجره بارانی بی هوا شاعر می شوی... وقتی دیگر کسی برای شنیدن جمله هایت به اندازه لحظه ای فرصت نمی گذارد... کسی هست که می شود به او پناه برد. کسی که شب دلتنگی را با او می توان قسمت کرد.

این ارسال را بازنشر کرده است.